.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شهادت امام سجاد ۱۳۹۰ کریمی

اشعار شهادت امام سجاد ۱۳۹۰ کریمی

اشعار شهادت امام سجاد ۱۳۹۰ کریمی

اشعار شهادت امام سجاد ۱۳۹۰ کریمی

متن کامل اشعار شهادت امام سجاد سال ۱۳۹۰ با مداحی حاج محمود کریمی در هیئت مسجد امیر تهران

 

 

روضه

چه غم اگر که نگاه همه جوابم کرد

نگاه مادرت امسال هم حسابم کرد

دعای مادر تو بود و امین رسول

خدا برای عزای تو مستجابم کرد

بگو بهشت که بر ما قلم کشد

زهرا برای خاک حسینیه انتخابم کرد

مرا نوشت کبوتر به کربلایم برد

مرا نوشت بگریم خودش گلابم کرد

نفس بده که بسوزم من از نفس هایت

که سنگ بودم و داغ حسین ابم کرد

غبار بودم و شش گوشه اش عقیقم ساخت

گناه بودم و لطف شما ثوابم کرد

حسین کشت تو را بس که اشک میریزی

تو هم مرا بکش اقا که غم خرابم کرد

********************

اه اتش بر دلم افتاده است

ابر چشمم سایه سجاده است

شاهد اسرار من مهر و مه است

ذکر سبحان اللهم ثار الله است

گر مدد خواهی ز درگاه جلی

از علی ابن حسین ابن علی

در نماز انگه تو را اید سلا

یاد اری از نماز کربلا

مهر تایید نماز شیعیان

هست در دست امام عاشقان

سید و سجاد زین العابدین

این منم ایینه حبل المتین

سوز گردد مایه راز و نیاز

گریه کردم تا شدم فخر نماز

گریه خوف و رجا در نیمه شب

گریه شوق و فراق روی رب

گریه از تکثیر استغفار ها

گریه از تقصیر و عذر کار ها

چشم گریان است زین و العالمین

بهترین اشک است اشک بر حسین

برده بودن را چراغ افروختم

سوختم من سوختم من سوختم

بسته شد تا اب بر روی حرم

باز شد زمزم ز چشمان ترم

تا عمو در علقمه بی مشک شد

تا همین امروز کارم اشک شد

تا علی اصغرم خندید و رفت

خنده لب های مرا بوسید و رفت

اربا اربا شد دلم چون اکبرم

سوختم با اتش بین حرم

یاد دارم ذوالجناح و خیمه را

یاد دارم کودکان و عمه را

یاد دارم عمه ام را در نماز

دست بسته روی ناقه بی جهاز

یاد دارم غارت و اهل حرم

دست ظلم و گوشوار خواهرم

خواهرم بر گوش خود دستی کشید

از دل انگشت ها خون می چکید

بعد فهمیدم چرا خون می چکید

یاد دارم اتش از بام را

تیغ تیز خنده و دشنام را

یاد دارم راس بابم اوفتاد

زیر دست و پای مردم اوفتاد

کی رود این صحنه ها از خاطرم

دختری فریاد میزد معجرم

******************

اشکای من و کی دیده بار این غم کی کشیده

پیش چشمام عمه میزد بوسه بر رگ بریده

با سرشک و ناله من پر شده پیاله من

مدیدم که دست و پا زد خواهر سه ساله من

 

 

زمینه

تو دلش پر از بی قراریه

تو چشاش یه دریای جاریه

رو لبش پر از اه و زمزمه

بدنش پر از یادگاریه اه

بعد این همه سال جای طناب و زنجیر

بعد این همه سال اثر تازیونه

بعد این همه سال دووم اورده اما نیمه جونه

السلام و علی الحسین و علی علی ابن حسین

و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

***********

دوباره تو قلبش قیامته

شبیه روزای اسارته

دوباره داره روضه میخونه

به یاد اتیش و جسارته اه

بعد این همه اشک هوای گریه داره

بعد این همه اشک دوباره روضه خونه

بعد این همه اشک دیگه چشای خستش نیمه جونه

**********

دوباره نگاهش پر از تبه

میخونه شب وصلم امشبه

میدونه داره میره کربلا

میخونه که مدیون زینبه

بی قرار و دلسرد برا نگاه عمه

زهر بی قراری دلش و میسوزونه

تو نماز اخر شهید کربلایی نیمه جونه

***********

شوریده و شیدای تو ام شیرینی رویای منی

تا به قیامت پای تو ام دین منی دنیای منی اقای منی

باز با شهیدان تو یا حسین

باز بر سر خوان تو یا حسین

اه به دلم حسرت کربلا

**********

وقتی که دست تو روی سرم میاد

وقتی میگم حسین بوی حرم میاد

 

 

 

نوحه

پاسخ فریاد من گشته کف و هلهله

جای گل انداخته به گردنم سلسله

یا ابتا یا حسین

*********

من به تو می گریم و تو بهر من گریه کن

من به رگ پاره تو به زخم تن گریه کن

یکی ز زخم زبان بر جگرم چنگ زد

یکی مرا کعب نی یکی مرا سنگ زد

یا ابتا یا حسین

*********

یکی تصدق به ما در ملا عام داد

یکی سر راه ما کف زد و دشنام داد

میان نا محرمان خون شده زینب دلش

سر تو باشد درست برابر محملش

گرفتم این شامیان به ما همه دشمنند

چرا دگر کودک سه ساله را میزنند

 

 

 

شور

اگه بشه با این عاشقا میخوام یه شب بیام کربلا

جون بدم پایین پا

وقتی که دست تو روی سرم میاد

وقتی میگم حسین بوی حرم میاد

حرم فقط حرم حسین

نوا نوا صدا یا حسین

نفس نفس صدا یا حسین

کربلا از بهشت بالاتره

عشقم شهادته دینم ولایته

بارون گریه از چشم ترم میاد

حسابم با حسینه کتابم با حسینه

سوال از من چه میپرسی جوابم با حسینه

من از حسین دم میزنم اتیش به عالم میزنم

عشق حسین یار منه دیوونگی کار منه

 

 

مناجات

دل سوخته شبیه دل خیمه ها شده

مانند کهنه پیروهنی نخ نما شده

دارم هنوز با خودم عمامه ای که سوخت

بغض گلوی سوخته ام بی صدا شده

دارم به روی گردن خود دست می کشم

دیدم که زخم کهنه سر بسته وا شده

وای از کمان و حرمله و نیش خند او

وای از رباب و اصغر از نی رها شده

مانند خواهرم کمرم درد میکند

گویا که مهره کمرم جا به جا شده

خوش حال بودنم ز سر اتفاق نیست

از این و ان تن پدرم را گرفته ام

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0