اشعار وفات حضرت معصومه ۱۳۹۸ طاهری قم

اشعار وفات حضرت معصومه ۱۳۹۸ طاهری قم

اشعار وفات حضرت معصومه ۱۳۹۸ طاهری قم

اشعار وفات حضرت معصومه ۱۳۹۸ طاهری قم

متن کامل اشعار وفات حضرت معصومه سال ۱۳۹۸ با مداحی حاج محمد رضا طاهری و کربلایی حسین طاهری در استان قم

 

سایت مُهجَه ارائه دهنده متن مداحیاشعار مداحیاشعار نوحهمتن نوحهمتن اشعار مداحی در تمام مناسبتهای مذهبی به صورت فایل وُرد از تمام مداحان مطرح کشور به صورت کامل با لینک مستقیم

 

روضه

باز آمدم ببینمت اما ندیدمت

چون جمعه های قبل دریغا ندیدمت

با چشمه چشمه اشک پی وصل آمدم

دردا که باز حضرت دریا ندیدمت

باید به چشم دل به رُخَت دیده باز کرد

من چشم بسته آمدم آقا ندیدمت

فردا سر مزار من از مرحمت بیا

امروز اگر گذشت و به دنیا ندیدمت

با ما در اوج گریه به مادر گریستی

افسوس بعد روضه زهرا ندیدمت

گفتم به لطف روضه زیارت کنم تو را

باز آمدم ببینمت اما ندیدمت

 

 

 

 

روضه

هر کس شنید رشحه ای از کبریایی ات

ترسید که گواه شود بر خدایی ات

شهر تو کشتی است برای علوم دین

ای نوح مرحبا به تو و نا خدایی ات

صحرای محشر است ولیکن غریب نیست

هر دل که داشت سابقه آشنایی ات

از کاظمین و توس نشان دارد این حرم

جانم فدای جلوه موسی الرضایی ات

ما نیستیم در خور مدح و ثنای تو

جبریل را بگو به مدیحه سرایی ات

وصف حریم پاک تو ما را نه در حد است

وقتی که آشیانه آل محمد است

ای بانویی که جنت و کوثر به دست توست

پروانه عنایت داور به دست توست

طُلاب علم مفتخر از اوستادی ات

گنجینه علوم سراسر به دست توست

فرمود آشیانه ما اهل بیت قم

یعنی کلید بیت پیمبر به دست توست

دیروز انقلاب ز شهر تو شد شروع

امروز هم اداره کشور به دست توست

یک سوی شهچراغ و دگر سو رضای توست

ای بانویی که لطف برادر به دست توست

دریای عشق و شور تلاطم نمیکند

یا یاد از مزار تو در قم نمیکند

آری تو با تمام جلالی که داشتی

کس با خبر نبود ز حالی که داشتی

تا توس بال حسرت پرواز میگشود

در سینه اشتیاق وصالی که داشتی

چون آفتاب پر به طلوع دوباره است

در ظاهر آن غروب و زوالی که داشتی

صد ها کمیل در دل این شهر پروراند

یک رایحه ز کمالی که داشتی

گل کرد در کویر و بهشت آفرید باز

هر قطره از سرشک زلالی که داشتی

دل را به یاد فاطمه پیوند میزند

آن سن و سال و قد هلالی که داشتی

در حق تو ندیده کسی غیر احترام

اما امان ز مردم حق نا شناس شام

مهمان خسته را که به بازار میبرد

آل رسول را که به دربار میبرد

آیا کسی مسافر از ره رسیده را

سوی خرابه از پی آزار میبرد

در انتظار دیدن آل نبی کسی

آیا که سنگ بر سر دیوار میبرد

اینجا قم است بهر تو اکرام میکنند

نفرین به دشمنان تو در شام میکنند

اینجا قم است کوفه غم نیست شام نیست

اینجا که آمدی سخن از انتقام نیست

نُقل و نبات بود که پاشید بر سرت

بر دست میزبان تو هم سنگ بام نیست

هر خانه منتظر که اقامت کنی در آن

اینجا خرابه منزل اهل کرام نیست

با عشق توست مردم این شهر زنده اند

یعنی که سفره شان از طعام حرام نیست

هر چند دوری از وطنو در پی رضا

این شهر شهر توست بمان شهر شام نیست

روزم شب است و از غم و جان است بر لبم

یاد غریبی تو و زهرا و زینبم

 

 

 

 

روضه

زینب کجا و اوج آزار

زینب کجا و کوچه بازار

زینب کجا و سفرایی

که داره میره بی علمدار

میگفت که نا سزا تا حالا

نشنیده بودم که شنیدم

بازار بَرده فروشا رو

ندیده بودم من که دیدم

تا داداشاش بود کجا قد خمیده بود

کی صدای خواهرشو شنیده بود

سایه قدشو کسی ندیده بود

****

نگم تو شام که چی کشیدم

دروازه ساعاتو دیدم

اذون صبح دروازه وا شد

اذون مغرب بود رسیدم

جوون و پیر تو کوچه ها صف میزدن

به پیش چشم بچه ها دَف میزدن

با صدای آه رباب کف میزدن

****

رقیه از عمه میپرسید

درست میبینه عمه چشمام

ظرف شرابشو گذاشته

ببین کنار سر بابام

 

 

 

زمینه محمدرضا طاهری و حسین طاهری

قم است و یم رحمت یا حضرت معصومه

محتاج دمت حکمت یا حضرت معصومه

تو در حرم موسی یا حضرت معصومه

انسیه حورایی یا حضرت معصومه

محبوبه یکتایی یا حضرت معصومه

ممدوحه طاهایی یا حضرت معصومه

ریحانه بابایی یا حضرت معصومه

آیینه زهرایی یا حضرت معصومه

در صورت و در سیرت یا حضرت معصومه

تنها نه محیط قم یا حضرت معصومه

ایران به تو مینازد یا حضرت معصومه

عصمت به تو مینازد یا حضرت معصومه

ایمان به تو مینازد یا حضرت معصومه

عترت به تو مینازد یا حضرت معصومه

قرآن به تو مینازد یا حضرت معصومه

تفسیر اصول دین یا حضرت معصومه

عرفان به تو مینازد یا حضرت معصومه

جن و ملک و حور و یا حضرت معصومه

انسان به تو مینازد یا حضرت معصومه

نبوَد عجب ای بانو یا حضرت معصومه

شاهی به گدا بخشی یا حضرت معصومه

و از گَرد حریم خود یا حضرت معصومه

بر روح شفا بخشی یا حضرت معصومه

بر سینه صفا بخشی یا حضرت معصومه

حاجات خلایق را یا حضرت معصومه

از لف و عطا بخشی یا حضرت معصومه

بر خلق زمین بخشی یا حضرت معصومه

بر اهل سما بخشی یا حضرت معصومه

داری ز حق این قدرت یا حضرت معصومه

 

 

زمینه

بازم بانو اسمت رو میبرم

من هستم از عشاق این حرم

پناه میاره به شما هر دلی که تنها شه

غلامته هر کسی که امام رضایی باشه

میبینی گدای سفره لطفت همون گدای قدیمه

میشناسنت همه مردم تو رو به نام کریمه

مولاتی یا فاطمه معصومه

****

پرپر شد آه یاس امام رضا

بودی دلتنگ واسه امام رضا

دلت برا برادرت غرق تلاطم بوده

شهید شدی تو غربت و مشهد تو قم بوده

بمیرم داغ تو توی دل ما میمونه واسه همیشه

مزار تو برا شیعه مزار فاطمه میشه

مولاتی یا فاطمه معصومه

****

بازم خوبه قم بی وفا نبود

اینجا مثل شام بلا نبود

رو بام خونه های قم سنگ جسارت نیستش

شبیه زینب تنتون رخت اسارت نیستش

خدایا چیا اومد سر زینب که لحظه لحظش عذابه

بمیرم عمه سادات رفته میون خرابه

مولاتی یا فاطمه معصومه

 

 

 

شور حسین طاهری

عقیله العربم من مرتضوی نسبم من زینبم من

تو علمداری و من از تو علمدار ترم یا عباس

تو جگر داری و من از تو جگر دار ترم یا عباس

اذن میدان بدهد یار خودت میبینی یا عباس

وسط معرکه ها از همه کرار ترم یا عباس

ذوالفقار پدرم را کمرم میبیندم یا عباس

دستمالی که به سر بست سرم میبندم یا عباس

به خدا شیر زنم شیر خدا میداند یا عباس

راه این بی صفتان را به حرم میبندم یا عباس

بین معرکه تا قدم بزنم میمنه حسین میسره حسنم

شیشه هستم ولی از الماسم زینبم صف شکن خناسم

امتحان کن به حسینم گفتم به خدا شیر تر از عباسم

****

رجز آن است که آغاز کند محشر را یا حیدر

خطبه خواندم که ببینند دمی حیدر را یا حیدر

بشنود هر که یهودی که در این دنیا هست یا حیدر

پدرم بود که انداخت درِ خیبر را یا حیدر

شب صفین که ماه از رخ حیدر میریخت یا حیدر

یا علی از دو لب مالک اشتر میریخت یا حیدر

صبح فرداش همه غرق تماشا بودند یا حیدر

او قدم میزد و پیش قدمش سر میریخت یا حیدر

یا علی مدد با دم علوی زیر و رو کنم مسجد اُمَوی

هیچ کوهی نشود مانندم حرز یا فاطمه بازو بندم

کوفه تا شام چهل منزل بود من چهل تا در خیبر کندم

****

مرتضی عشق به زهرا همه مقصودش بود یا زهرا

مادرم فاطمه محبوبه معبودش بود یا زهرا

همه جنگ به هر سو به زبانش ذکر یا زهرا

زه و تیر و زره و تاجِ کلاه خودش بود یا زهرا

کار او بود که نور از علمم برخیزد یا زهرا

میروم شام که خاک از قدمم برخیزد یا زهرا

این حسین است که در گوش دلم میخواند یا زهرا

جریانی به دفاع از حرمم برخیزد یا زهرا

پادگان من سرزمین حسین وعده قرار اربعین حسین

همه دم ذکر حسین جان بر لب زنده باد این علمو این مکتب

بی قراران فرج بسم الله عجل الله بحق زینب

 

 

 

 

 

واحد حسین طاهری

تو بستر به سختی نفس میکشی

تو این لحظه ها شکل مادر شدی

الان خوب حس میکنم واسه چی

تو زهرای موسی بن جعفر شدی

چقدر زوده پرپر شدن واسه تو

چقدر زوده واست خمیده شدن

شدی فاطمه تا که سهمت باشه

تو سن جوونی شهیده شدن

چقدر داغ دیدی تو یک نصفه روز

با اینکه دلت هیچ طاقت نداشت

بازم شکر که مثل زینب دیگه

ته داستانت اسارت داشت

شنیدن که داری میای سمت قم

برا پیشوازت همه اومدن

تا سایت رو حتی نبینه یه مرد

زناشون همه دور تو صف زدن

زمین قم اون روز تو چشم خلق

گمونم که هم رتبه عرش بود

با فرشای با ارزش و قیمتی

مسیر عبور شما فرش بود

قم از کوفه و شام بیزار بود

که گل ریختن پیش پات مردمش

تا موسی بن جعفر رو راضی کنن

چه ها که نکردن برات مردمش

برات بهترین جای شهر قم و

قُرُق کرد موسی بن خزرج که ما

نباشیم فردا خجالت زده

مثه کوفیا و مثه شامیا

شدی زینب ثانی اما دیگه

خرابه نشینی نصیبت نشد

روی نیزه دیگه سر محرمات

قراره دل بی شکیبت نشد

تو هرجا که شیرخواره دیدی دلت

حسابی شکست عین خانوم رباب

ولی دیگه با دست بسته نبرد

تو رو هیچ کس توی بزم شراب

شاعر: محمد قاسمی

 

 

 

واحد حسین طاهری

نه که تنها محضرت سائل فراوان آمده

تاجری دل خسته هم از سبزه میدان آمده

دسته ای از سینه زن های اصیل اردبیل

چارپایه خوانی از بازار تهران آمده

مادر دلداده ای از پای دار قالی اش

دختری از بین شالی های گیلان آمده

با نگاه مهربان حضرت شاهچراغ

هرکسی که رد شد از دروازه قرآن آمده

زائر آواره ای از ارگ بم آوار تر

با هزاران آرزو از سوی کرمان آمده

تا بشوید سنگ فرش صحن ها را عاشقی

با گلاب قمصر سوغات کاشان آمده

شهر مشکی پوش داغت شد از این رو باز هم

منبری بر پا شدست و مرثیه خوان آمده

کربلا هم عطر صحنت را ندارد عمه جان

کربلا هم رفته ای از مرز مهران آمده

عطر و بوی آستان قدس دارد با خودش

هر که از سمت شمال شرق ایران آمده

فرق دارد با همه نزد تو ای بانوی مهر

هرکه با امضای آقای خراسان آمده

ضامن آهو خودش من را سفارش کرده است

سر پناهم باش آهوی بیابان آمده

پیرمردی هم که دکتر ها جوابش کرده اند

با امیدی در پی دارو و درمان آمده

دختر باب الحوائج عمه باب المراد

مستمندی پا برهنه دل پریشان آمده

زشت و زیبا خوب و بد از مستمند و از فقیر

ای کریمه باز کن در را که مهمان آمده

بر مشامش خورده عطر و بوی ایوان نجف

هر که از پایین پا تا زیر ایوان آمده

در زمین شایسته دربانی ات پیدا نشد

جبرئیل از عرش با شوق دو چندان آمده

مریم موسی بن جعفر که مسیحا پروری

ذره ای از وصف تو در آل عمران آمده

مطمئن هستم همیشه دست پر برگشته است

دست خالی هرکسی نزد کریمان آمده

شاعر: علیرضا خاکساری

 

 

 

 

واحد حسین طاهری

شیخ می آید حرم گمراه می آید حرم

با تمام زائرانش راه می آید حرم

هیچ فرقی نیست بین زائرانش چون که هم

بنده می آید حرم هم شاه می آید حرم

لحظه ای خالی نمیماند اگر دقت کنیم

روزها خورشید و شب ها ماه می آید حرم

خوش به حال شاعری که ساکن شهر قم است

گاه می آید حرم بیگاه می آید حرم

رتبه ها بر عکس دنیا میدهد اینجا جواب

کوه از شوق زیارت کاه می آید حرم

گر چه در ظاهر بدی قصد زیارت کرده است

در حقیقت عارف بالله می آید حرم

هر که میخواهد ببیند قطعه ای از عرش را

راه خود را میکند کوتاه می آید حرم

بعد منزل نیست چون که این سفر روحانی است

هر کسی هر جا بگوید آه می آید حرم

شاه و رعیت مست و عارف شیخ  و گمراه و همه

با تمام زائرانش راه می آید حرم

شاعر: مجتبی خرسندی

 

 

شور حسین طاهری

لبیک ابی عبد الله لک لبیک

لبیک یا ثار الله لک لبیک

ان الحسین مصباح الهدی لا نظیر لک لبیک

به نام نامی تو اعتراف می کنم

که زیر پرچم تو اعتکاف می کنم

لباس مشکی احرام تو به تن کردم

و اربعین حرمت را طواف می کنم

رسیده پای پیاده به شوق دیدارت

در اربعین تو حاجی شدند زوارت

مناست قتلگه و خیمه گاه تو عرفات

و بارگاه تو مروه صفا علمدارت

 

 

 

شور حسین طاهری

چه عزتی توی راه کربلا

داری حسین اربعین برو بیا

داری حسین تو به نوکرت وفا داری حسین

من اربعینت امسال میخونم ان شاء الله

کنار باب القبله اَ اَدخُلُ یا الله

سلام اربابم امید قلب بی تابم

سلام اربابم دلم گرفته دریابم

سلام اربابم بیا یه بار توی خوابم

ازت ممنونم تو روضه تو مهمونم

زیر بارونم درست کنار ایوونم

دارم میخونم سلام عزیز تر از جونم

حسین جونم

****

چه عزتی توی راه کربلا

داری حسین موکبای با صفا

داری حسین عشاقای بی ریا داری حسین

این همه زواری که تا کربلا تو راهه

لشکر میلیونی علی ولی اللهِ

هواییم کرده هوای سرزمین تو

دلم رو برده نوای دل نشین تو

بگو که زندم تا روز اربعین تو

به تو حساسم تویی مخاطب خاصم

تو رو میشناسم تو کم نمیذاری واسم

شب احساسم کنار کف العباسم

حسین جونم

****

چه عزتی توی راه کربلا

داری حسین همه چیو از خدا

داری حسین تو دلا همیشه جا داری حسین

قسم به اشک و روضه تو هیئتا پاکم کن

یک شب جمعه من رو تو کربلات خاکم کن

تو عزت دادی بهم اهمیت دادی

لیاقت دادی تو حُسن عاقبت دادی

تو حاجت هامو توی حسینیت دادی

اگه میبارم به عشقمون بدهکارم

اگه غم دارم به زلف تو گرفتارم

اگه سربارم ولی تو رو دوست دارم

حسین جونم

 

 

شور حسین طاهری

ریان ابن شبیب جدمونو غریب گیر اوردن

ریان ابن شبیب آب و واسه حبیب دیر آوردن

تو شیب گودال سرازیر شد حسین پیر شد

آخ ته گودال زمین گیر شد حسین پیر شد

سر و بریدن ولی دیر شد حسین پیر شد

****

ریان ابن شبیب ذکر امن یجیب می گفت زینب

ریان ابن شبیب رفتش شیب الخضیب زیر مرکب

بلا سر زینب آوردن سر و بردن

بچه یتیما کتک خوردن سر و بردن

زنای توی بی کسی مردن سر و بردن

****

ریان ابن شبیب می اومد بوی سیب از تو صحرا

ریان ابن شبیب یک عده نا نجیب کردن بلوا

به عمه زینب جسارت شد جنایت شد

چادرا وقتی که غارت شد جنایت شد

قسمت زنها اسارت شد جنایت شد

****

ریان ابن شبیب جسم خد التریب رو زمینِ

ریان ابن شبیب با چکمه نا نجیب رفت رو سینه

تشنه سرش رو جدا کردن چه ها کردن

ده تا سوار و صدا کردن چه ها کردن

پیکر و بی سر رها کردن چه ها کردن

****

ریان ابن شبیب سقا شد غم نصیب تو علقمه

ریان ابن شبیب میگفت عباس عجیب یا فاطمه

ولوله توی حرم افتاد علم افتاد

رو خاکا دست قلم افتاد علم افتاد

مسیر دنیا به غم افتاد علم افتاد

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

#mohjat

نظر ارسال کنید
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0