. اشعار فاطمیه 98 مداحان

این خانواده که همه آقای ما شدند | متن مداحی | محمدرضا طاهری

این خانواده که همه آقای ما شدند

این خانواده که همه آقای ما شدند

روزی رسان سفره شبهای ما شدند

وقتی که پا به عرصه خلقت گذاشتیم

اغوش باز کرده پذیرای ما شدند

ما ها یکی یکی همه مجنونشان شدیم

این ها یکی یکی همه لیلای ما شدند

نوکر شدن همان و سلیمان شدن همان

این ها دلیل رتبه والای ما شدند

دنیا و کل لذت ان مال دیگران

این خانواده لذت دنیای ما شدند

چیزی به جز محبت این ها نخواستیم

در هر شبانه روز تمنای ما شدند

حرف از عذاب و اتش دوزخ نیاورید

این خانواده شافع فردای ما شدند

مثل عقیق که یمنش چیز دیگریست

این خانواده هم حسنش چیز دیگریست

می ایی و نشاط به عالم میاوری

با هر نفس بهار مجسم میاوری

دل میبری ز عالم و ادم بدون شک

تا عطری از پیمبر اکرم میاوری

حبل المتین خلق خدایی و بی گمان

راهی برای توبه ادم میاوری

بالای دست هر چه کریم است دست توست

نانی برای سفره حاتم میاوری

دور خودت گدا همه شب جمع میکنی

با سفره خانه ای که فراهم میاوری

رازی نمیشوی که مرا کم محل دهی

ابن الرضایی و به حسابم میاوری

از سجده سحر احدی با خدا نشد

با بچه های فاطمه گر اشنا نشد

بی افتاب روی تو دنیا به کام نیست

خورشید بی اجازه تو روی بام نیست

سر تا به پا حسینی و پا تا به سر حسن

جز تو کسی که مظهر حسن تمام نیست

از جود مجتبی چقدر ارث برده ای

هر سفره دار با کرمی که به نام نیست

عالی جناب پروری تو زبان زدست

در خانه تو حرف کنیز و غلام نیست

زائر در انتظار علیک السلام توست

بیهوده گرم گفتن ارض سلام نیست

روزی سه بار کعبه تو را می کند طواف

جز محرم نگاه تو بیت الحرام نیست

باید به خاک پای تو دل بست اخرش

وقتی که درد های مرا التیام نیست

در زیر چتر لطف تو اسوده خاطرم

هر سایه ای که بر سر من مستدام نیست

نسل تو اخرین گل باغ ولایت است

جز طفل مکتب تو حسن ختام نیست

باید به نسل اطهر تو احترام کرد

باید به پای مهدی قائم قیام کرد

یوسف اگر ملیح تو هستی ملیح تر

از بین انبیا به محمد شبیه تر

باید نوشت از برکات وجود تو

از نوح مهربان تر از عیسی مسیح تر

تنها تو با زبان خدا حرف میزنی

ای لهجه تو از همه عالم فصیح تر

دنیا ندارد از تو فقیهی بزرگ تر

عقبا ندارد از تو بزرگی فقیه تر

راه رسیدن به تو را برگزیده ام

با توست راه سیر و سلوکم صحیح تر

یادش بخیر در حرمت خاک بوسی ام

از اشک چشم های ترم شد ضریح تر

ضریح تر رنگ رواق های تو را شاد میزنم

در مشهد تو پنجره فولاد میزنم

ای کار روز و شبت ذره پروریست

چشمان تو هر اینه مشغول دلبریست

روی گشاده تو همانند فاطمه

جنس کلام و خطبه ناب تو حیدریست

مشتاق خطبه تو ابوسهل های عصر

حیران یک حدیث لبت ابن جعفریست

تنها علی که فاتح میدان نبوده است

در هر مناظرات تو هم فتح خیبریست

امشب به یمن مقدمت اغرار میکنم

مستی ام از عنایت عنگوری عسکریست

تنها نه مادر و پدرم خادمت شدند

این بنده زاده نیز به دنبال نوکریست

هر کس گرفت چشم تو را میشود عزیز

ابستگی به چشمان تو خمعیار دیگریست

زیباست کاظمین نجف کربلا ولی

سرداب سامرای تو یک چیز دیگریست

فهمیدم از ارادت بر نام فاطمه

هر کس حسن شود همه عمر مادریست

این شعر های من که نشد باب میل تو

مدح تو کار دعبل و عمان و همیریست

با گفتن از تو فاطمه را شاد میکنم

صحن تو را دو مرتبه اباد میکنم

سر را برای هدیه به دلدار می دهیم

دل را به دست میثم تمار می دهیم

تاریخ شاهد است که اهل شهادتیم

هر بار با شهید شدن بار می دهیم

ما هم شبیه شیخ نمر با بصیرتیم

ما ذکر یا علی به سر دار می دهیم

باید نشاند بر سر جایش یهود را

بر بزدلان منطقه هشدار می دهیم

سید علی خامنه ای اذن اگر دهد

ما پاسخی خشن به ستمکار می دهیم

تا فارس الحجاز خدا قد علم کند

دائم به به خویش وعده دیدار می دهیم

همراه رهبرم علم انقلاب را

صبح ظهور دست علمدار می دهیم

ال سقوط حربه خود را غلاف کن

این بار چندم است که اخطار می دهیم

یک روز می رسد که میان رسانه ها

از کشته های تو فقط امار می دهیم

ان برج های تا به فلک رفته تو را

تقسیم می کنیم و به زوار می دهیم

بشنو که حرف اولمان حرف اخر است

دنیا به کام شیعه زهرا و حیدر است

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0