اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی حسین طاهری – ای ساقی لب تشنگان

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم سقای طفلانم
اشعار ماندگار

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم سقای طفلانم

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم سقای طفلانم

داغت شکسته پشت من ای راحت جانم سقای طفلانم

من بی برادر چون کنم با این سپاه دون در دامن هامون

بینم تو را در ابر خون ای ماه تابانم سقای طفلانم

برخیز و ای جان برادر کن علمداری بنما مرا یاری

بی تو غریب و بی معین در این بیابانم سقای طفلانم

بی تو یقین دارم که فردا زینب نالان بر ناقه عریان

گردد سوار از راه کینه با یتیمانم سقای طفلانم

شد روز روشن پیش چشمم تیره تر از شب چون معجر زینب

بینم تو را در موج خون ای دُر غلطانم سقای طفلانم

من بی برادر چون کنم با این سپاه دون در دامن هامون

بینم تو را در ابر خون ای ماه تابانم سقای طفلانم

خواهم برم در خیمه گَه ای گل تن پاکت این جسم صد چاکت

ممکن نباشد یا اخا محزون و نالانم سقای طفلانم

شاعر : مرحوم علی اکبر خوشدل تهرانی

دانلود صوت مداحی / تلگرام

.
سه شنبه 18 خرداد 1400 کربلایی حسین طاهری هفتگی
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …