اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – ای یار زینب سالار زینب

ای یار زینب سالار زینب
اشعار ماندگار
1

ای یار زینب سالار زینب

ای یار زینب سالار زینب

بازم فلک داره سر آزار زینب

او میدوید و من می دویدم

او می برید و من می بریدم

در پیش چشمم می برید و می بریدم

دلی که از کینه پره از دست مولا دل خوره

ببین چجوری پیش من سر حسین و می بره

****

ته گودال پیکر افتاده پیکری که بی سر افتاده

زینب افتاده خنجر افتاده

راس تو میرود بالای نیزه ها

من زار میزنم بر پای نیزه ها

اه ای ستاره دنباله دار من

زخمی ترین سر نیزه سوار من

ای حسینم ای ضیاء هر دو عینم

ای بی کفن چه با این پاره تن کنم

با چادرم تو را باید کفن کنم

من میروم ولی جانم کنار توست

تا سالهای سال شمع مزا توست

عمه جانم عمه جان قد کمانم

با گریه امدم اطراف قتلگاه

گفتی که خواهرم برگرد خیمه ها

بعد از دقایقی دیدم که پیکرت

در خون فتاده و بر نیزه ها سرت

ای حسینم ای ضیاء هر دو عینم

چه کربلاست چه پر بلاست

سر حسین به نیزه هاست

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …