. اشعار فاطمیه 98 مداحان

بابایی شدم من دیگه راحت از درد پهلو | متن شعر| محمدرضا طاهری

بابایی شدم من دیگه راحت از درد پهلو

بابایی شدم من دیگه راحت از درد پهلو

بابایی نمیسوزم از نیش این زخم ابرو

بابایی شدم راحت از زحمت چشم کم شو بابایی

میبینی شده کفن و دفنم شبونه

میبینی مثه فاطمه مخفیونه

میبینی رو جسمم رد تازیونه بابایی

****

بابایی دیگه این دفه از رو خاک پا نمیشم

بابایی دیگه توی صحرا ها تنها نمیشم

بابایی دیگه توی بازار تموشا نمیشم بابایی

نه دیگه نمیخنده هیچ کس به اشکام

نه دیگه به این پارگی لباسام

نه هیچ کس نمیبنده زنجیر به پاهام بابایی

****

بابایی حلال کردم امشب همه اهل شام و

بابایی اونایی که دزدیدن اون زیورام و

بابایی اونی که کبود کرده پای چشام و

حلالش نکردم ولی دشمنت رو

اونی که به غارت میبرد پیرهنت رو

اونی که با اسبش لگد کرد تنت رو بابایی

 

 

 

حاج محمد رضا طاهری / شب ششم ماه صفر 1396

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0