بارون اشکامو این نامه غریب میفهمه | متن مداحی | مهدی اکبری

بارون اشکامو این نامه غریب میفهمه

بارون اشکامو این نامه غریب میفهمه

تموم دردامو تنها فقط حبیب میفهمه

بغض صدای من کوفه نیا هنوز بی رحمه

بپوشون اصغر و این باد سرد و سوز بی رحمه

اینجا غریب و بی کسم اینجا نیا دلواپسم واویلا

خوابت رو میبینم شبا افتاده از دوشت عبا واویلا

عمامه نیست روی سرت داره میبینه خواهرت واویلا

حلقه زدن دور و برت پیش نگاه مادرت واویلا

آه و واویلا

****

بی تاب بی تابم غربت داره جونم رو میگیره

چشمامو روشن کن خسته شدم از این شب تیره

کاشکی نیای کوفه کاشکی یه طوری شه که برگردی

مدینه میموندی اصلا چرا قصد سفر کردی

دیگه نموند آرامشی اینا میخوان تنها بشی واویلا

دورت کنن از خیمه گاه نزدیک شی به قتلگاه واویلا

کاری کنن پرپر بشی زخمی و زخمی تر بشی واویلا

چیزی نمونده جون تو میخوان بریزن خون تو واویلا

آه و واویلا

****

اینجا نمی تونم تکیه کنم حتی به دیوارش

من خوب میدونم سر نیزه مخفی تو نیزارش

در ها به روم بستست حتی حسین دروازه رو بستن

قول شرف دادن خولی و زجر و شمر هم دستن

دریای اشک صورتم داره میجوشه غیرتم واویلا

میسوزه قلبم بی قرار ناموست و دیگه نیار واویلا

حرفش درسته خواهرت رو نیزه ها میره سرت واویلا

می مونه رو خاکا تنت دعوا سر پیراهنت واویلا

آه و واویلا

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.