با آتش خیمه تن اهل حرم سوخت

با آتش خیمه تن اهل حرم سوخت

بابا کجا بودی نبودی معجرم سوخت

از داغ هجرانت چهل منزل شب و روز

آنقدر گریه کرده ام پلک ترم سوخت

دیدی حمیده دختر همبازی من

در زیر سُم اسبها پشت حرم سوخت

هربار نامت را به لب با گریه گفتم

با ضرب سیلی عمه جانم در برم سوخت

دیگر توان پر گشودن هم ندارم

از بس مرا زجر حرامی زد پرم سوخت

جوری لگد زد خاطرات هر سه سالم

آتش گرفت و آیه های کوثرم سوخت

ضرب لگد سیلی و سنگ و خار و آتش

بعد از عمو عباس کل پیکرم سوخت

دارم خبر در خانه خولی سرت سوخت

داری خبر از آتش خیمه سرم سوخت

وقتی سرت را بر درختی بسته دیدم

آتش گرفتم آنچنان خاکسترم سوخت

بر ما اشاره کرد مرد سرخ مویی

خیلی اهانت کرد قلب خواهرم سوخت

بالشت من سنگ است وقتی دامنت نیست

دنیا دلش بر وضع زار بسترم سوخت

از سوز سرمای شب و گرمای روزش

کنج خرابه استخوان لاغرم سوخت

بسکه گرسنه مانده ام سرگیجه دارم

از بس نخوردم آب زخم حنجرم سوخت

شعر وصال من رگ خشک گلویت

بوسیدم آنگونه که بیت آخرم سوخت

شاعر: مهدی علی قاسمی

.
شب ۱۳ ماه رمضان ۱۴۰۰ حاج محمد رضا طاهری
مناجات با خدا
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.