بر روی خاک بال و پر خویش میزند | متن مداحی | حاج حسین سازور

بر روی خاک بال و پر خویش میزند

بر روی خاک بال و پر خویش میزند

دارد دوباره او به سر خویش میزند

طفل یتیم حس یتیمی نداشته

حالا عجیب بر جگر خویش میزند

جان عمو نه جان پدر او شنیده بود

خود را به خاطر پدر خویش میزند

عمه رها نمی کند و طفل دائما

بوسه به دست همسفر خویش میزند

عمه هم از حرارت او داد می کشید

از اتشش به دور و بر خویش میزند

با التماس گفت ببین خورد بر زمین

دارد به خاک ها کمر خویش میزند

صیاد آمدست با هر چه نیزه هست

بر روی صید محتضر خویش میزند

از هر قبیله طایفه ای ریخته سرش

یک پیر مرد با پسر خویش میزند

عمه نگاه کن چقدر روی صورتش

یک نا نجیب با سپر خویش میزند

عمه حریف بی کسی او نمی شود

از بس که ناله از جگر خویش میزند

چسبیده است سینه به سینه به دلبرش

افتاده است پیکر او روی پیکرش

روی هزار و نهصد و پنجاه زخم بود

از تیغ و داس و نیزه و خنجر سراسرش

افتاد و نیزه ها همه رفتند در تنش

بیرون زدند تک تکش از سمت دیگرش

یک بال که جدا شده افتاده یک طرف

یک بال هم سخت شکستست با پرش

در گوش او عمو چقدر گفت جان من

او هم جواب داد عمو جان با سرش

افتاده است روی عمو باز میزنند

در هم کنند دو تا بدن را در اخرش

این بار هم سه شعبه وای وای حرمله

نزدیک شد درست زند زیر حنجرش

پاشید خون گرم گلو وای بر عمو

میریخت از محاصن سرخ معطرش

از سمت پا گرفت کسی طفل را کشید

از سمت سر نشست حرامی به خنجرش

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.