اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج مهدی اکبری – بهتره موی من سفید بشه

بهتره موی من سفید بشه
اشعار ماندگار

بهتره موی من سفید بشه

بهتره موی من سفید بشه

تا که امید تو نا امید بشه

من چیم از رباب و نجمه کمتره

کی بدش میاد مادر شهید بشه

تو غریبی بی قرارم چه کنم

سر رو شونه هات نذارم چه کنم

کار دیگه ای ازم بر نمیاد

من همین دو تا رو دارم چه کنم

تو داری غصه اکبر میخوری

تو داری غم برادر میخوری

دو تا نیزه هم دو تا نیزست حسین

دو تا نیزه هم تو کمتر بخوری

بمونن رو نیزه ها سر ببینن

یا کتک خوردن مادر ببینن

من پیش اینا خجالت میکشم

بمونن من و بی معجر ببینن

کبودی های تنم دیدن داره

یا طناب گردنم دیدن داره

وسط یه عده نا محرم حسین

تازیانه خوردنم دیدن داره

بمیرم بال و پرت درد میگیره

داری میری باز سرت درد میگیره

بدناشون و میخوام چیکار کنن

بزا باشن کمرت درد میگیره

دانلود صوت مداحی / مستقیم

.
محرم 1396 حاج مهدی اکبری
مجموعه
متن اشعار واحد
دهه اول ماه محرم 96
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …