محرم 99 کلیک کنید

به خط نور نوشتند بر صحیفه دل | متن مداحی | حنیف طاهری

به خط نور نوشتند بر صحیفه دل

به خط نور نوشتند بر صحیفه دل

یکی قصیده ناب از سروده دعبل

سلام باد بر آن شاعر و به ایده او

درود باد به شعر وی و قصیده او

قصیده ای که به دلها فروغ بخشیده

قصیده ای که به ملک ادب درخشیده

قصیده ای که فلک بر جبین خویش نوشت

بیوت آن همگی بیت بیت زیب بهشت

سزد به زمزم و کوثر دهان خود شویم

بر این قصیده غَرا قصیده ای گویم

روا بود که ز دُرج دهان دُر افشانم

فرازهایی از این قصیده را خوانم

هنوز گویی در محضر امام رضا

صدای دعبل خیزد ز موج موج فضا

اگرچه مستمع نظم او امام رضاست

در این قصیده خطابش به حضرت زهراست

که ای حبیبه حق دخت خواجه لولاک

فتاده جسم حسینت به کربلا در خاک

اگر ز گونه گلگون او نمایی باد

زنی به صورت خود سیلی و کشی فریاد

شود به صورتت از اشک نهر ها جاری

کنی بر آن بدن غرق خون عزاداری

الا سلاله پیغمبر و سپهر هدی

ستاره های تو از یکدگر شدند جدا

ز جای خیز و ببین پاره های پیکرشان

بریز اشک به پای سر مطهّشان

به مکه و به مدینه به فخ به کوفه سلام

چه قبر ها که در آن کعبه دل اند مدام

مزار نفس زکیه که هست در بغداد

به روح او ز خداوندگار رحمت باد

امام اشک روان بود از دو دیده او

دو بیت گفت به دنباله قصیده او

بود مزار شریفی به خاک خطه طوس

که با دل همه خسته گان بود مأنوس

همان مزار که پیوسته زائرش دلهاست

به شهر طوس چراغ تمام محفل هاست

سوال کرد ز سلطان دین رضا دعبل

که ای ولی خدا و امیر کشور دل

ز آل فاطمه و خاندان پیغمبر

ندیده ام مزاری به طوس ای سرور

امام گفت که قبر من شهید است این

به چشم اهل ولا کعبه امید است این

پس از گذشت زمان کمی من مظلوم

به زهر کینه در این سرزمین شوم مسموم

زمین غربت و اندوه و آه من اینجاست

مزار و تربت و آرامگاه من اینجاست

حریم من حرم حی ذوالکرم گردد

هزار قافله دل دور این حرم گردد

سلام ما به مزاری که قبله دل ماست

فروغ پنجره هایش چراغ محفل ماست

سلام ما به مزاری که کعبه جان است

سلام ما به رواقی که در خراسان است

سلام ما به امامی که پاره شد جگرش

بهار عمر خزان شد در آخر صفرش

سلام ما به رسول و به پاره تن او

که هست در دو جهان دست ما به دامن او

سلام ما به امام رئوف ما در طوس

که او انیس دل و دل به او بود مأنوس

سلام ما به غریبی که بود یاور جمع

سلام ما به شهیدی که آب شد چون شمع

سلام ما به امامی که همدم فقراست

سلام ما به عزیزی که یوسف زهراست

سلام ما به شهیدی که مرگ خود طلبید

چو شخص مار گزیده به خویش می پیچید

سلام ما به رضا و به گریه پسرش

که قاتلش شده فرزند قاتل پدرش

میان حجره در بسته دست و پا میزد

جواد و حضرت معصومه را صدا میزد

کجا روم به که گویم که سوخت سوره نور

گرفت شعله دلش با سه دانه انگور

تمام عمر غم دوستان کبابش کرد

شرار زهر به یک نصفه روز آبش کرد

به نازنین بدنش پیرهن سرشک افشاند

از آن وجود به جز استخوان و پوست نماند

ز ضعف دیده گهی باز کرد و گاهی بست

گهی به پای ستاد و گهی به جای نشست

جواد اشک به رخ ناله در نهادش بود

رضا سرش به روی دامن جوادش بود

پدر نظاره به ماه رخ پسر میکرد

پسر ز سوز جگر گریه بر پسر میکرد

پدر ز سینه سوزان پسر پسر میگفت

پسر ز دیده گریان پدر پدر میگفت

پدر ز اشک بصر ماه عارضش تر شد

پسر ز آه پدر شعله پای تا سر شد

پدر نگه به پسر کرد و چشم خود را بست

پسر کشید ز دل آهی و به سوگ نشست

الا تمام محبان ز دیده خون بارید

از این وداع وداعی دگر به یاد آرید

همان وداع که تنها عزیز پیغمبر

نهاد صورت بر صورت علی اکبر

پسر نگاه به اشک غم پدر میکرد

پدر نظاره به خون سر پسر میکرد

پدر ز داغ پسر باغ لاله در دل داشت

پسر نشانه ز زخم هزار قاتل داشت

پدر ز خون پسر صورتش خضاب شده

پسر ز سوز عطش قطره قطره آب شده

پدر به چهره فرزند خویش چهره نهاد

پسر کنار پدر ناله ای زد و جان داد

از این وداع دل و جان خلق عالم سوخت

شراره ای زد و روح و روان میثم سوخت

شاعر: استاد سازگار

 

.

شهادت امام رضا شب ۲۹ صفر ۹۹ کربلایی حنیف طاهری

.

متن مداحی / متن شعر / اشعار مداحی

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.

کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.

استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 

 رمضان 99 کلیک کنید  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0