وفات ام البنین
فروش ویژه  فاطمیه 99

به سیم و زر چه حاجت بود | متن شعر | حاج محمدرضا طاهری

به سیم و زر چه حاجت بود

به سیم و زر چه حاجت بود از این ها فراتر داشت

پر از خورشید بود آری نگاهی کیمیاگر داشت

زنان از بی حجابی ها سر تسلیم افکنده

ولیکن ذوالحیا از چادر خود تاج بر سر داشت

بزرگان عرب را یک به یک دیروز پس میزد

که این دوشیزه فکر خواستگاری از پیمبر داشت

زمانی که همه خورشید را تکذیب می کردند

خدیجه چشم های مصطفی را خوب باور داشت

میان قوم خود شأن و مقام او فراوان بود

ولیکن با پیمبر عزتی چندین برابر داشت

نبی افلاک را میدید از غار حرا اما

جهان مصطفی در چشم او تصویر بهتر داشت

نماز اولش را با علی پشت پیمبر خواند

شکوه این سه تن با هم هزار الله اکبر داشت

کنار مرتضی دین خدا را حفظ می کرده

که مالش نسبت همشیرگی با تیغ حیدر داشت

دو بازوی پیمبر بی گمان از جنس هم بودند

خدیجه چون علی را داشت در واقع برادر داشت

لبالب بود از قرآن و آن روزی که مادر شد

به جای طفل در آغوش خود آیات کوثر داشت

همین جا میشود بر پاکی دامان او پی برد

فقط این زن وجودی لایق زهرای اطهر داشت

علی داماد او شد کاش بود آن روز را میدید

که زهرا در نبود مادر خود دیده ای تر داشت

کمک میخواست پشت در صدا زد خادم خود را

فدای فضه اما فاطمه ای کاش مادر داشت

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

فروش ویژه  فاطمیه 99  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0