اشعار محرم 1401 کلیک کنید

به لطف خدای جواد الائمه * محمدحسین پویانفر

به لطف خدای جواد الائمه
اشعار ماندگار
3

به لطف خدای جواد الائمه

به لطف خدای جواد الائمه

گدایم گدای جواد الائمه

غریبم نخوانید یا ایها النّاس

شدم آشنای جواد الائمه

رسیدم به آزادگی تا دلم شد

اسیر ولای جواد الائمه

از آن صورت گندمین بوی گندم

گرفته هوای جوادالائمه

رضای خدای امام رضا را

بجو در رضای جواد الائمه

اگر عاشقی هر نفس مثل سایه

برو در قفای جواد الائمه

تو و جنت و قصر و حور آی زاهد

من و خاک پای جواد الائمه

ملک در لباس کبوتر می آید

به ایوان طلای جواد الائمه

نه تنها فلک عرش هم تکیه داده

به گلدسته های جواد الائمه

شمیم دل انگیز مشهد می آید

ز صحن و سرای جواد الائمه

در این آخر ماه ذی القعده باید

بسوزم برای جواد الائمه

مرا بیمه ام میکند تا محرم

لباس عزای جواد الائمه

زنی بود و ظلم و دف و پایکوبی

عطش بود و نای جواد الائمه

در حجره را بسته اند آه خانه

شده کربلای جواد الائمه

بریده بریده شکسته شکسته

می آید صدای جواد الائمه

دم العطش شد دم وا حسینا

عوض شد نوای جواد الائمه

شبیه حسین آه آبش ندادند

صدا زد بمیرم جوابش ندادند

کنیزان شنیدند آهش بلند است

جوابی به حال خرابش ندادند

تنش را رها بر روی بام کردند

ولی تیغ و نیزه عذابش ندادند

دم آن همه کفتر با وفا گرم

که تحویل بر آفتابش ندادند

تنش از سر بام در کوچه افتاد

ولی نعل ها پیچ و تابش ندادند

ولی آه در گودی قتلگاهی

غروبی غریبی پس از بی سپاهی

تنش زیر سُم ستوران رها شد

به بغض علی یکصد و ده هجا شد

در آمد ز عمق جگر آه زن ها

که در بین گودال می گفت تنها

زنی قد خمیده بُنَیَ بُنَیَ

گل سر بریده بُنَیَ بُنَیَ

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

3 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …