ولادت حضرت علی

بی تاب و تب خسته حالی بود | متن شعر | محمدرضا طاهری

بی تاب و تب خسته حالی بود

بی تاب و تب خسته حالی بود

سخت گیره شکسته بالی بود

چادرش بین کوچه پاخور شد

بسکه از غم قدش هلالی بود

مسجد و منبر رسول الله

جای بابا چقدر خالی بود

از دل آهی کشید و با گریه

خطبه هایش همه سوالی بود

نفسش بار لخته خون داشت

سوز آهش در آن حوالی بود

خطبه اش جاودانه برمیگشت

با قباله به خانه برمیگشت

آهِ ظلم سقیفه بی حد شد

راه کوچه به آینه صد شد

همه نور و چنگ تاریکی

اتفاقی که باب خواهد شد

ضربِ دست چپش زبانزد بود

زدنه سیلی اش زبانزد شد

هر قَدَر روی پا پریدم باز

دست سنگینش از سرم رد شد

بعد از آن راه خانه تا مسجد

طول یک خط سرخ ممتد شد

آنقَدَر به غرور من برخورد

حسنش کاش از غمش میمُیرد

چه بگویم که زار و مضطر گشت

قد کمان بود قد کمان تر گشت

در مسیر عبور عابر ها

ریخت نیلوفری که پرپر شد

فَرَفَسها بِرِجلِه ای وای

آنقدر دور خویش مادر گشت

هر قدم چشم او سیاهی رفت

وسط کوچه موقع برگشت

زخمهایش دوباره سر وا کرد

مرگ خود از خدا تمنا کرد

 

 

.

شب ۲ فاطمیه دوم ۹۹ حاج محمد رضا طاهری
.
متن مداحی / متن شعر / اشعار مداحی
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
.
Mohjatt.blog.ir
Mohjat.net
.

 گلچین  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0