محرم 99 کلیک کنید

حاج محمد رضا طاهری – بی زره رفت به میدان که بگوید حسن است

بی زره رفت به میدان که بگوید حسن است

بی زره رفت به میدان که بگوید حسن است

ترسی از تیر ندارد زره اش پیرهن است

بند نعلین اگر پاره شود باکی نیست

داغی خاک برایش همه مثل چمن است

دست خطی حسنی داشت که ثابت می کرد

سیزده سال به دنبال حسینی شدن است

جان سر دست گرفت و به دل میدان برد

خواست با عشق بگوید که عمو جان من است

ناگهان از همه سو نعره کشیدند که آی

تیرها پر بگشایید که او هم حسن است

نه فرات و نه زمین هیچ کسی درک نکرد

راز این تشنه که آماده دریا شدن است

مثل زنبور بر او تیر فرو میریزد

هر که را این همه کندوی عسل در دهن است

مشتری های فراوان فراوان دارد

هر کسی نقره طلا هر که عقیق یمن است

شاعر: ایوب پرند آور

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0