اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج مهدی رعنایی – تپیده قلب آسمون

تپیده قلب آسمون
اشعار ماندگار
1

تپیده قلب آسمون

تپیده قلب آسمون دمیده ماه عالمین

خبر میدن فرشته ها رسیده مادر حسین

مادر طنین آیه های عشقی

مادر ترنم لبای عشقی

مادر تجلی خدای عشقی

دوست دارم نور مشرقین

دوست دارم ماه عالمین

دوست دارم مادر حسین حسین حسین

****

تپیده قلب آسمون دمیده ماه منجلی

خبر میدن فرشته ها رسیده همسر علی

اومد تموم هستی پیمبر

اومد شفیعه ماها تو محشر

اومد ستاره شبای حیدر

عالم محو روی ماهشه

کل هستی در پناهشه

شور حیدر تو نگاهشه

دوست دارم همسر علی

****

دعای مادرت بوده که هستی نوکر حسین

تموم مادرای ما فدای مادر حسین

زهرا همون بهشته بی نشونست

زهرا تو کل ما سوا نمونست

زهرا برا خدا یکی یه دونست

طوفانی شور خطبه هاش

بی نظیره مهربونیاش

میگه باباش جون من فداش

دوست دارم مادر حسین

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …