فروش ویژه

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه داستان کوتاه

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه _ FIFA WORD CUP 2018 RUUSIA

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه هم رسید، بابا بزرگ کجایی؟

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه هم از راه رسید، فقط یه عکس شدی رو دیوار و زل زدی تو چشمای من. جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان بود که بابا بزرگ همه رو جمع کرد و گفت بیاید فوتبال ها رو دور هم ببینیم. عاشق و دیوونه فوتبال. بعد از مدتها ایران رفته بود جام جهانی، حالش این بود که همه دور هم ببینیم. با ذوق و شوق تخمه خریده بود و همه رو جمع کرده بود دور خودش. بازی ایران و پرتغال بود که با یه هیجانی همه دور هم بودیم.

جام جهانی 2018 روسیه

عاشق فوتبال، مسجدی پا ثابت، هیئتی و امام حسینی. از کجا اومدی آخه؟ فرشته ای یا آدم؟ چطوری اینقدر خوبی؟ بابا بزرگمو میگم، حاج حیدر صبحی زاده.

یه عده‌ای همش بهش انتقاد میکردن که چرا فوتبال میبینی؟ آدمِ نماز خون که فوتبال نمیبینه. آدمِ هیئتی و مشتی که فوتبال نمیبینه؟ فردایِ بازی ایران و آرژانتین تو جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل رفتیم مسجد، هم سن و سالایِ خودش رو که میدید با یه ذوق و شوقی از بازی تعریف میکرد اما اونا میگفتن ندیدیم، خبر نداریم. از همه خنده دار تر روحانی مسجد بود که وقتی بابا بزرگ اینطوری در مورد فوتبال و جام جهانی حرف میزد، سر تکون میداد و یه اَخمی هم میکرد و میرفت. همه میزدیم زیر خنده.

نمیدونم بین این همه آدمِ خواب زده و خُشکه مقدس، چطوری و چرا اینجوری شده بود؟ پارک میرفت امامزاده هم میرفت، نماز میخوند و سینما هم میرفت، عاشق رمانهای بالزاک بود و کتاب عطار نیشابوری رو صد بار خونده بود. پنجاه بار سینمایی رستگاری در شائوشنک رو دیده بود و دیوونه فیلم سینمایی مارمولک بود. قهوه خور حرفه‌ای بود و با چایی تازه دم روحش تازه میشد.

فینال جام جهانی ۲۰۰۶ رو یه جوری با هیجان تخمه میخورد و تماشا میکرد که انگار تو ورزشگاه نشسته. این رسمی که تو فامیل راه انداخته بود تا امروز هم پا برجاست.

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه

جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی _ FIFA WORD CUP 2010

جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، باز هم همه دور هم بودیم و فوتبال میدیدیم. عجیب ترین چیزی هم که این وسط به چشم میومد این بود که نه پدرش فوتبالی بوده و نه مادرش. نه فامیلِ فوتبالیست داشته. از همه عجیب تر این بود که اصلا فوتبال بازی کردن و دوست نداشت، ولی عاشق تماشای فوتبال بود. شایدم فقط یه بهانه‌ای بود برای دورهمی‌هامون.

جام جهانی 2018 روسیه

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه

جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل _ FIFA WORD CUP 2014

جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل رو هم دوباره همه رو دور خودش جمع کرد. فکر کنم تا آخر جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل تا روز فینال، پنجاه کیلو تخمه آفتابگردون شمشیری خوردیم. بعد از هر بازی، رو زمین پر از پوست تخمه بود. هر چی بازی پر هیجان و پر گل تر، پوست تخمه‌های رو زمین هم بیشتر. وقتی هر بازی تموم میشد، فورا همه مشغول جمع کردن و تمیز کردن خونه میشدیم.

بعد از بازی ایران و آرژانتین، تکه کلام بابا بزرگ شده بود “چقدر خوبیم ما ” این جمله عادل فردوسی پور شده بود وِردِ زبون بابا بزرگ. بعد از جام جهانی هم هر وقت دورهمی بود هی میگفت چقدر خوبیم ما.

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه هم از راه رسید، بابا بزرگ کجایی؟

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه هم از راه رسید. بابا بزرگ کجایی؟ بدون تو جام جهانی برای ما یه حال و هوای دیگه‌ای داره. خاطراتت داره عذابمون میده. به یاد تو و برای تو، رسم چندین و چند سالت رو زنده کردیم. عکس تو رو – روی یه صندلی گذاشتیم و مثل همیشه دور تو جمع شدیم. تخمه میخوریم و فوتبال میبینیم. مطمئنم تو اون دنیا تنها کسی که مشتاق جام جهانیِ خودتی. همه‌ی ارواح رو دور خودت جمع کردی و داری فوتبال میبینی.

بابا بزرگ ایران تو گروه سختی افتاده، حتما تو جریان هستی، ایران، مراکش، پرتغال، اسپانیا، بابا بزرگ دعا کن بازی با پرتغال رو ۵ هیچ ببازیم چون خیلی ضایست اگه ۱۵ هیچ ببازیم. از خدا برای تیم ملی تخفیف بگیر. بازی با اسپانیا رو مطمئنم تو تقدیرمون نوشته باخت سنگین، از خدا تخفیف بگیر بازی با اسپانیا رو فقط ۱۸ هیچ ببازیم.

بابا بزرگ دلم برات تنگ شده. از کجا اومده بودی؟ عقایدت چطوری و کجا شکل گرفته بود؟ یکی از عجایب خلقت تو بودی، بهم حق بده دلم برات تنگ شده باشه.

نویسنده: مجتبی نظری پور

جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه

 فاطمیه 98  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

  1. بازتاب: من از تو دل نمیکنم حتی اگه سرم بره | متن مداحی | حسین طاهری

  2. بازتاب: داستان کوتاه پیمانکاری چکش دادگاه و خط تولید طناب دار و شلاق

  3. بازتاب: رستگاری در شائوشنک رستگار شد بعد از 25 سال هنوز هم اول | مهجه

  4. بازتاب: داستان کوتاه طنز جن و بسم الله نوشته مجتبی نظری پور را حتما باید خواند | مهجه

  5. بازتاب: داستان کوتاه برای تو خوب شد و برای من بد نوشته مجتبی نظری پور | مهجه

  6. بازتاب: داستان کوتاه طنز پیمانکاری چکش دادگاه و خط تولید طناب دار و شلاق | مهجه

  7. بازتاب: پیمانکاری چکش دادگاه و خط تولید طناب دار و شلاق – مهجه

  8. بازتاب: متن شعر طنز مرد شاشو سروده مجتبی نظری پور | وب سایت مهجه

  9. بازتاب: دانلود ویدئوی طنز گُه خوری در سینمای ایران رضا عطاران نوید محمد زاده | مهجه

  10. صدر زاده :
    ۱۸ مرداد ۱۳۹۷

    داستان جذابی بود
    مگه داریم مگه میشه بابا بزرگ اینقدر جذاب و خواستنی
    قهوه میخوره
    راستی اگر قهوه و یا نسکافه خواستید به آدرس زیر مراجعه کنید
    https://www.digikala.com/product/dkp-332909/%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B4%D9%87-%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%B3%D9%86%D9%88-%D9%85%D8%AF%D9%84-americano
    فروشگاه اینترنتی دیجی کالا

  11. سهیل سالارزهی :
    ۱۸ مرداد ۱۳۹۷

    خیلی داستان خوبی بود
    پدر بزرگی با این همه ویژگی مثبت خیلی میتونه جذاب باشه
    بابا بزرگی که رستگاری در شائوشنک رو میبینه دیگه بابا بزرگ نیست هلوی هلو
    واقعا داستان جذابی بود لذت بردم
    https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%A9
    لینک بالا صفحه رستگاری در شائوشنک – در سایت ویکی پدیاست
    مخلصیم

0