. اشعار ولادت امام حسن عسکری . اشعار ولادت امام حسن عسکری

حسن جان چهل ساله که ساکتی | متن مداحی | محمدرضا طاهری

حسن جان چهل ساله که ساکتی

حسن جان چهل ساله که ساکتی دیگه بس نیست

حسن جان چقدر زجر کشیدی تو جات این قفس نیست

حسن جان لبت غرق خون تو سینت نفس نیست حسن جان

بگو از همه حرفایی که شنیدی

بگو از همه صحنه هایی که دیدی

بگو از غم و غربتی که کشیدی

حسن جان حسن جان

****

من غریب این دیارم که همه ازم بریدن

این جماعت جا نماز و از زیر پاهام کشیدن

با کی بگم که دل پریشونم

شد هم زبونم تشنه خونم

چشمام ابر آسمون ِ لبهام غرق لخته خون ِ

یاد خنده های قنفذ قلب من رو میسوزونه

عمری ِ طعنه شنیدم شبها غرق اظطرابم

عمریِ که خاطرات کوچه ها میده عذابم

دستش بلند شد ای داد بیداد

انقدر با پا زد از نفس افتاد

دست مادرم می لرزید

چشماش جایی رو نمی دید

مادر از رو خاک بلند شد

راه خونه رو می پرسید

زینبم گریه نکن که

تو روزای سختی داری

یه روزی لبات و روی

رگای پاره میزاری

اونجا می فهمی که کی غریب ِ

تو قاب چشمام شیب الخضیب ِ

شمر و میبینی که خواهر

روی عرش حق نشسته

مثل سینه حسینت قلب فاطمه شکسته

 

 

 

حاج محمد رضا طاهری / شب بیست و نهم ماه صفر 1396

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0