اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حسین من شده همین نوای آخرم – کربلایی نریمان پناهی

حسین من شده همین نوای آخرم
اشعار ماندگار
1

حسین من شده همین نوای آخرم

حسین من شده همین نوای آخرم

حسین من بیا که دل شکسته خواهرم

حسین من ببین هنوز کبوده پیکرم

حسین من بیا به خواهرت سری بزن

حسین من دیگه به لب رسیده جون من

حسین من بیا و خواهرت رو کن کفن

حسین من همه میرن تو میمونی برام

دارم میرم توی دلم یه دنیا ماتمه

دارم میرم تموم سال برام محرمه

حسین من همه میرن تو میمونی برام

دارم میرم مصیبتان جلوی چشممه

دارم میرم تموم سال برام محرمه

یادم میاد گلای باغ آل هاشمو

یادم میاد نامردی سپاه ظالمو

یادم میاد تیر جفا و جسم قاسمو

یادم میاد سع شعبه و گلوی اصغرو

یادم میاد شد ارباً اربا جسم اکبرو

یادم میاد عمود و فرق میر لشکرو

یادم میاد زین العباد و زخم سلسله

یادم میاد رقیه و شتاب قافله

یادم میاد رباب و خنده های حرمله

یادم میاد با نیزه ها گلم رو چیدنو

یادم میاد تو رو به خاک و خون کشیدنو

یادم میاد سرت رو از قفا بریدنو

یادم میاد کمر به قتل تو حرومی بست

یادم میاد که شمر بی حیا و پست

یادم میاد با چکمه روی پیکرت نشست

یادم میاد رو تل زینبیه اومدم

یادم میاد با گریه جدمو صدا زدم

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
وفات حضرت زینب سال 1400
کربلایی نریمان پناهی

آرشیو اشعار شهادت 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …