اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج میثم مطیعی – خدایا خزان شد بهارم

خدایا خزان شد بهارم دمادم به ماتم دچارم
اشعار ماندگار

خدایا خزان شد بهارم دمادم به ماتم دچارم

خدایا خزان شد بهارم دمادم به ماتم دچارم

که من تاب هجران زهرا ندارم

تنهای تنهای تنها در این کوچه هایم

از گریه های شبانه گرفته صدایم

من ماندم و بعد تو اشنایی نمانده برایم

یا فاطمه بعد تو من غریبم

***

خداحافظ ای تکیه گاهم امیدم پناهم سپاهم

به دیوار و در خیره مانده نگاهم

تو ابرو ارزو هستی بوترابی

بی تو چه مانده از این زندگی زجز عذابی

حتی سلام علی هم ندارد پس از تو جوابی

یا فاطمه بعد تو من غریبم

****

پدر را خبر کن چه ها شد که او رفت و اتش به پا شد

که اجر رسالت چگونه ادا شد

پر می کشی ای پرستوی غربت کشیده

بال و پرت زخمی و رنگ و رویت پریده

وقت وداع تو و حسرت و غربت من رسیده

یا فاطمه بعد تو من غریبم

دانلود صوت مداحی / مستقیم

.
وفات حضرت معصومه 90 حاج میثم مطیعی

.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …