اشعار محرم 1401 کلیک کنید

محمدحسین پویانفر – خدا وقتی تجلی کرد با انوار پنهانش

خدا وقتی تجلی کرد با انوار پنهانش
اشعار ماندگار

خدا وقتی تجلی کرد با انوار پنهانش

خدا وقتی تجلی کرد با انوار پنهانش

کشید او پرده از غیب الغیوبش از شبستانش

خدا وقتی خودش را دید در آیینه بندانش

علی را آفرید و رفت با اسماء تابانش

به قربانش به قربانش به قربانش به قربانش

علیٌ حُبُهُ جُنَه قسیم النار یعنی او

امامُ الاِنس و جِنَه هزاران بار یعنی او

وصی مصطفی تکرار در تکرار یعنی او

فقط شیر خدا کرار در کرار یعنی او

چگونه شرح آنکه تا قیامت نیست پایانش

ببینید این مطهر در مطهر در مطهر را

تمام دلخوشی خانه موسی ابن جعفر را

علی یعنی تپش یعنی نفس زهرای اطهر را

علی یعنی رضا یعنی جگر حتی پیمبر را

علی یعنی مدینه مکه قربان خراسانش

دوباره رو به ایوانت امین الله های ما

سلام الله های ما نگاه و آه های ما

به درهای حرم خورده گره گر راه های ما

سر سال است دور تو بگردد ماه های ما

خداوندا سلامش کن یکی رام است و سلطانش

پشیمان می شود هرکس ننوشد جام سلطانی

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

بگردان جام چشمت را که عالم را بگردانی

سلیمانی شود مردی که پیشت کرد دربانی

فدای جذبه چشمی که سلطان شد سلیمانش

چنان موری که خود را این همه پروانه گم کرده

که هر زائر که می بینی دل دیوانه گم کرده

چنان مجذوب این جایم که مستی خانه گم کرده

کنار آب سقا خانه ات پیمانه گم کرده

شنیدم از نجف این را فدای صحن و ایوانش

هنوز عطر تو از شبهای نیشابور می آید

هنوز از این ضریحِ نقره باره خوشه ی انگور می آید

هنوز از کفشهای زائرانت نور می آید

هنوز آن روستایی از مسیر دور می آید

دوباره پا برهنه ساده آمد پیش جانانش

تو عیدی رو به سوی تو نماز عید می خوانم

زیارت نامه را در خانه خورشید می خوانم

تو را ما با قنوت عشق با امید می خوانم

خیال ماست راحت تا که بی تردید می خوانم

که پیش از عرض حاجت حاجتم را داده دستانش

همیشه دیده ام اینجا مریضی که شفایش دید

زنی بر روی سجاده برات کربلایش دید

هنوز اشکش به چشمش که پسر را روی پایش دید

من و دار الشفایی که نگفته نه به مهمانش

بیا اردیبهشتی کن تو این اسفند ماهی را

کبوتر کن کبوتر کن کلاغ رو سیاهی را

قبول از ما کن امشب این نماز اشتباهی را

کمی خرج دل ما کن نگاه گاه گاهی را

نگاهی نه به من بر مادر و بر دست لرزانش

تویی تنها که می فهمی سلام آخری ها را

تویی که دوست می داری دعای آذری ها را

کنار کفشداری ها مقام پادری ها را

به جان مادرت تحویل گیر این مادری ها را

فقط دستم به دامانت فقط دستم به دامانش

شب جمعه حرم بودم کمی در پشت در خواندم

نشد در کربلا اما در اینجا از جگر خواندم

شنیدم مادرت رفته که از داغ پسر خواندم

دو خط از روضه اکبر کنارت مختصر خواندم

چه بد سر نیزه ها کرده پریشانش پریشانش

 

.
ولادت امام رضا 1400 محمد حسین پویانفر
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …