خسته بود آقا تازه روی مرکبش نشسته بود – حاج امیر کرمانشاهی

بازدید: 1849 بازدید

خسته بود آقا

خسته بود آقا

تازه روی مرکبش نشسته بود آقا

میزدن سنگ سرش شکسته بود آقا

خسته بود آقا

تک و تنها رفت

که صدای گریه تو خیمه بالا رفت

دم رفتن طرف خیمه ی زنها رفت

تک و تنها رفت

تنهایِ تنها بود تنهایِ تنها رفت

آرومِ جونِ من زیر دست و پا رفت

هرکی از راه اومد سرنیزه خرجش کرد

پیش همه زینب از خولی خواهش کرد

****

جگرش میسوخت

خیمه ی اهل حرم پشت سرش میسوخت

وسط معرکه موی دخترش میسوخت

جگرش میسوخت

آخره دنیاست

سرِ بردنه لباس کهنشم دعواست

این صدای گریه های مادرش زهراست

آخره دنیاست

روضه مکشوفه

اونی که به حضرت عقیله معروفه

اومده با دست بسته وسط کوفه

روضه مکشوفه

روضه سربازه

سه شبانه روز مونده پشت دروازه

دیگه روی دشمنا به خواهرت بازه

روضه سربازه

زینب زینب الشام الشام الشام

لطمه لطمه لطمه سیلی سیلی سیلی

****

کار از کار گذشت

زینب از میون انظار گذشت

از سرِ کوچه و بازار گذشت

کار از کار گذشت

کار از کار گذشت

مرکب از تن تو هربار گذشت

از دل خواهرت انگار گذشت

کار از کار گذشت

تنهایِ تنها بود تنهایِ تنها رفت

آرومِ جونِ من زیر دست و پا رفت

هرکی از راه اومد سرنیزه خرجش کرد

پیش همه زینب از خولی خواهش کرد

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
وفات حضرت زینب سال 1400
حاج امیر کرمانشاهی

آرشیو اشعار شهادت 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.