اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج مهدی رعنایی – داره میخونه جبرائیل

داره میخونه جبرائیل
اشعار ماندگار
1

داره میخونه جبرائیل

داره میخونه جبرائیل انا اعطیناک الکوثر

میگه که یا رسول الله فصل لربک وانحر

انسیه الحورا اومده صدیقه الکبری اومده

عرش خدا نورانی شده که زهره زهرا اومده

غمی با فاطمه توی دل پیغمبر نیست

کسی که فاطمه دخترش باشه ابتر نیست

تو حدیث کسا که دقت بکنی میفهمی

غیر زهرا کسی در آل عبا محور نیست

مادر مادر مادر

****

چشم خدیجه روشن شد به نور صورت زهراش

دردونش رو تا میبینه سبحان الله میگه باباش

جلالت دارو رو ببین بیا بیا محشر رو ببین

تو خونه ختم الانبیا حال خوش حیدر رو ببین

عمر شب طی شده از راه سحر می آید

لطف حق چند برابر به نظر می آید

لحظه دیدن رخساره او حیدر گفت

نام زهرا به تو بانو چقدر می آید

مادر مادر مادر

****

گدای تو ثروت منده سرمایش محبت توست

خوش به حال فضه آخه روز و شب در خدمت توست

من آرزومه منی بشم غلام آل طاها بشم

یه ظهر عاشورا تو حرم نذر حسین زهرا بشم

به وفاداری انصار ابا عبد الله

میشود یاور تو یار ابا عبد الله

به خدا پیش خدا پیش بری کارش را

هر که افتاد پی کار ابا عبد الله

ارباب ارباب ارباب

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …