شهادت امام کاظم

درد از زمین و آسمون می باره | متن مداحی | محمد رضا طاهری

درد از زمین و آسمون می باره

درد از زمین و آسمون می باره

روزام مثه شبام تیره و تاره

هر چی بگی به دخترت می گفتم

دختر مگه چقدر تحمل داره

اونیکه برید گلوت و نمی گفت که من میبینم

پاهاتم که گذاشتی حالا من کجا بشینم

من و بزنن یا نزنن می لرزم

من و بِکِشَن یا نَکِشَن میافتم

من و بُکُشَن یا نَکُشَن می میرم

ببین کی گفتم

****

تقدیر اینه که دخترت تنها شه

هرجور شده شبیه زهرا باشه

بابا من و ببخش اگر این پاهام

امشب نمی تونه به پا تو پاشه

می بینی صدام گرفته رنگ صورتم پریده

نیگا کن طناب چه ردی روی گردنم کشیده

صورت منم کبود شده مثل تو

چه خوبه مصیبتات با من قسمت شه

سه ساله رو با خودت ببر بابایی

دیگه راحت شه

****

نفرین به شام و کوفه و نامردا

حتی حیا نمی کردن از زنها

از بس ما رو هر جا بگی می بردن

جونم دیگه به لب رسیده بابا

حرفای نگفته دارم که یکیش بزم شرابه

یه سرش بازار شام و یه سرش کنج خرابه

نمی دونم از روی نیزه دیدی یا نه

مارو چجوری بردن تو نامحرم ها

شنیدی یا نه هی زیر لب می گفتم بابا

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 گلچین  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0