.  اشعار محرم 99 منتشر شد

دست خودم نیست که تو رفتی و آمده

دست خودم نیست که تو رفتی و آمده

دست خودم نیست که تو رفتی و آمده

بی اختیار گریه ام ای یار زار زار

در سینه ام به جای خودم ضجه میزند

چندین چند حیدر کرار زار زار

رفتی و ماند بی تو علی اه اه اه

رفتی و حال و روز دلم زار زار زار

این اشکها که جسم تو را غسل میدهد

میجوشد از درون من انگار زار زار

اینجا باز بند نمی اید ای خدا

خون گریه های زخمی مسمار زار زار

زینب نگاه میکند و ناله میزند

بر خون خشک مانده به دیوار زار زار

ما گریه میکنیم دوباره کنار هم

ان روز تار روز شرر بار زار زار

روزی که وارث اثر زخم های تو

میسوزد از عطش جگرش وای وای

تنهاست بی سپاه و پریشان و قد کمان

از داغ اکبر و قمرش وای وای

تو هستی و کنار خودت می خورد بر زمین

در ازدحام دور و برش وای وای

در محضر مقات و جد و برادرش

نیزه شکسته بال و پرش وای وای

از بس که روی خاک زمین دست و پا زده

خاکی شدست موی سرش وای وای

 

دست خودم نیست که تو رفتی و آمده

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0