دلم پر از غمه بهار عمرمه

دلم پر از غمه بهار عمرمه ولی شدم خزون

کجایی مادرم بیا بالا سرم کنار من بمون

کف میزنن همه به گریه های من میخنده همسرم

میدید که تشنمه کاسه آبو ریخت جلو چش ترم

حالا من موندمو این درای بسته

به خدا شدم از این زمونه خسته

حالا که تو حجره هیچکی نیست کنارم

مادرم میاد با پهلوی شکسته

واویلا آه جیگرم سوخت

****

غریبمو کسی زمان احتضار دور و برم نبود

ولی خدا رو شکر بابام امام رضا بالا سرم نبود

پدر نمیتونه ببینه لحظه ی مرگ جوونشو

آخه غم جوون پدر رو میکشه میگیره جونشو

بمیرم برا دل حسین زهرا چجوری جوونشو دید روی خاکا

الهی هیچ پدری دیگه نبینه پسرش رو توی صحرا اربا اربا

واویلا آه جیگرم سوخت

****

منو صدا زدی نمیدونی چطور تا اینجا اومدم

پاهام توون نداشت اگه کشون کشون رو خاکا اومدم

پاشو موذنم برام اذان بگو میخوام ببینمت

میریم تا خیمه ها فقط بذار روی عبا بچینمت

ولدی چرا جوابمو نمیدی قد من خمیده شد تو قد کشیدی

میبینی عمه رسیده بین لشکر صدای خنده دشمنو شنیدی

واویلا جوون لیلا

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net