اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج مهدی رعنایی – دل آسمونی داری از علی نشونی داری

دل آسمونی داری از علی نشونی داری
اشعار ماندگار
1

دل آسمونی داری از علی نشونی داری

دل آسمونی داری از علی نشونی داری

یه جور دیگه میخوامت یه رگ ایرونی داری

کشور ما برات سینه چاکه مادر تو از این اب و خاکه

عالم گدای دستات نام خدا رو لبهات

شد با صحیفه تو دل عاشق مناجات

یا علی یا علی یا علی جان

****

ارباب ما تا نداره که وارث ذوالفقاره

گفته رو پسر هاش اسم علی رو فقط میذاره

از رگ و خون شاه حنینی تو ولیعهد اراب حسینی

****

عالمیه تو پناهت اسیر یه نیم نگاهت

هستیم و میدم بشه کاش یه کاشی بارگاهت

با هنرمندی مردم ما ساخته میشه ضریحت ایشالله

****

شاهی و منم گداتم عاشقم و مبتلاتم

چجوری دیگه بگم من دیوونه کربلاتم

از تو بهتر تو عمرم ندیدم عشقتون رو به دنیا نمیدم

یا علی یا علی یا علی جان

****

نون و نمکت رو خوردم خودم بهت سپردم

تا که اومدم تو دنیا اسم تو رو من اوردم

اخرش حاجتم رو میگیرم یا حسین میگم و بعد میمیرم

یا حسین یا حسین یا حسین جان

دانلود فایل صوتی از اینجا

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …