دفترچه مداحی فاطمیه 98

دوشنبه بود و غروب بود و سکوت بود | متن شعر | محمدرضا طاهری

دوشنبه بود و غروب بود و سکوت بود و یک سپاه

دوشنبه بود و غروب بود و سکوت بود و یک سپاه

یه کوچه بود و شلوغ بود و یه خانوم بی گناه

چشم علی رو دور میبینن اینجا

تنها نشسته بین کوچه زهرا

پیش چشای مجتبی سیلی زد

خیری ندیدن اهل بیت از دنیا

ای داد ای داد چقدر غربت داره

ای داد ای داد شکسته گوشواره

****

یه درد بود و یه بغض بود و یه خونه بود و بی کسی

حسن بود و یه غم بود و یه دنیا دلواپسی

از صبح یه گوشه یه چشمم خونِ

خونه براش شد یه ماتم خونه

هیچ کس نفهمید که دردش چی بود

موهاش سه ماهه نخورده شونه

ای داد ای داد سفید میشه موهاش

ای داد ای داد سیاه میشه دنیاش

****

دمای آخر وصیت کرد یه مادر با دخترش

دوشنبه بوده همون روز که به نیزه میره سرش

نیزه زیاد و قتلگاهم تنگه

سهم تموم اهل خیمه سنگه

دختر سه سالش خیلی سیلی خورده

زیر چشاشم جای رد چنگه

ای داد ای داد چه بی حال افتاده

ای داد ای داد تو گودال افتاده

 

 

.

🌐 اخبار، اشعار و محصولات مهجه را در کانال تلگرام دریافت کنید

🔻 اشعار کامل محرم ۱۳۹۷ مداحان رو از اینجا دانلود کنید

🌐 www.mohjat.net

👉 @mohjat_net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0