اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج مهدی اکبری – دیدی نوزاد و تا حالا دیدی دستاش

دیدی نوزاد و تا حالا دیدی دستاش چه کوچیکه
اشعار ماندگار

دیدی نوزاد و تا حالا دیدی دستاش چه کوچیکه

دیدی نوزاد و تا حالا دیدی دستاش چه کوچیکه

بغل کردیش ببینی که گلوشم خیلی باریکه

اگه باشه سبک خوابش باید دورش سکوت باشه

میلرزه جسم کوچیکش یه وقت با ترس اگه پاشه

فکرشو کن تو هلهله کشیده تیر و حرمله

وقتی رها کرد از کمون چی شده از اون فاصله

لرزید رو دستای بابا چرخیده شد سر بی هوا

رباب و دید جلو حرم بچه رو برد زیر عبا

علی لای لای

******

چشاش اشکو دلش خونه تو سینش غصه ای داره

چه قصدی پای بابا رو به پشت خیمه می آره

در آورد خنجر و اروم دور از چشمای این لشکر

تا که خاک و کناری زد بلند شد اه یک مادر

همینجا پشت خیمه ها چه غوغایی بشه به پا

یکی نیزه اوره تا سر اصغر بره بالا

بگیر چشمای مادر رو نبینه تا روی نی سر رو

بسکه زدن نیزه تو خاک بهم ریختن یه پیکر رو

علی لای لای

دانلود صوت مداحی / مستقیم

.
محرم 1396 حاج مهدی اکبری
مجموعه
متن اشعار واحد
دهه اول ماه محرم 96
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …