.  اشعار محرم 99 منتشر شد

رسیده ام سر خاکی که سایبانش ریخت

رسیده ام سر خاکی که سایبانش ریخت

رسیده ام سر خاکی که سایبانش ریخت

نشسته ام نه قد و قامتم دو تا مانده

یکی دو روز فقط صبر کن کنار تو ام

که چند نیمه نفس بین ما دو تا مانده

دلم برای علی شور میزند تنها

برای او فقط این یار بی صدا مانده

مسیر خانه مان تا مزار تو سرخ است

جراحتیست که در پهلویم به جا مانده

مدد ز شانه طفلم گرفته می آیم

به چهره ام اثر دست بی حیا مانده

هنوز هم همه سرفه های من خونیست

هنوز هم به رُخَم رَد شعله ها مانده

تمام روز فقط حرف زینبم این است

که روی چادر تو چند جای پا مانده

بس است شکوه ام و داغهای من بگذار

نمک به زخم زَنَم داغ کربلا مانده

نشسته بین خرابه در انتظار پدر

دو پلک بی رمقش سمت نیزه ها مانده

زبان گرفته که سربار عمه اش شده است

از آن شبی که از آن قافله جدا مانده

صدای عمه خود را دگر نمی شنود

فقط نه این چقدر زیر دست و پا مانده

به عمه گفت که عمه بگرد می یابی

به قد من به گمانم که بوریا مانده

شاعر: حسن لطفی

 

رسیده ام سر خاکی که سایبانش ریخت

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید