محرم 99 کلیک کنید

محمدرضا طاهری – رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی

رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی

رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی

دیدی اما مانند خواهر ندیدی

ان صورت مهربان را محبوب هر دو جهان را

وقتی غریبانه میرفت بی یار و یاور ندیدی

مانند خواهر ندیدی

اری در اوردن تیر بی دست از دیده سخت

اما در اوردن تیر از نای اصغر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

حیرانی یک پدر را با نعش نوزاد بر دست

ان بهت و نا باوری را در چشم مادر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

شد پیش تو نا امیدی تیر نشسته به مشکت

مثل من اطراف عشقت انبوه لشکر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

بر گودی گرم گودال خوب است چشمت نیفتاد

چون چشم نا باور من دستی به خنجر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

دل خونی اما برادر دل خون تر از من کسی نیست

اخر تو بر خاک صحرا مولای بی سر ندیدی

مانند خواهر ندیدی

***

خودم دیدم ز بالای بلندی

که محبوب خدا را سر بریدند

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0