محرم 99 کلیک کنید

روزی که نام عشق بازان را نوشتند | متن مداحی | محمدرضا طاهری

روزی که نام عشق بازان را نوشتند

روزی که نام عشق بازان را نوشتند

این قوم را مجنون ، تو را لیلا نوشتند

آنگاه مُلکِ عاشقی تقسیم کردند

این سرزمین را مالِ تو آقا نوشتند

زهرا به هر سویی ، سفیری را فرستاد

نام تو را صد شکر سهم ما نوشتند

ایران چه کم دارد ؟ دیار اهل بیت است

یک سو علی ، یک سوی آن زهرا نوشتند

این سرزمین را از همان اول خریدند

مدیون خانواده موسی نوشتند

با حُبِّ تو هر شیعه ای « اثنی عشر » شد

یعنی کنار نامتان « الا » نوشتند

از بعد آنکه ضامن آهو شدی تو

عشاق را آواره صحرا نوشتند

تو سفره دار عالمی مشکل گشایی

آقای ما سلطان علی موسی الرضایی

اشکی چکید و باب صحبت با تو وا شد

ناگاه دیدم صحن تو عرشِ خدا شد

آنقدر وا کردی گره از کار مردم

تا پنجره فولاد تو دارالشفا شد

اصلاً نمی دانم زِ کِیْ بُردی دلم را

اصلاً چگونه این دلم جای شما شد

یک نیمه شب افتاد راهم در حریمت

دیگر نمی دانم که با حالم چه ها شد

من اولین باری که بوسیدم ضریحت

از داغی آن بوسه قلبم مبتلا شد

پای ضریحت عاشقی با گریه می گفت

در این حرم امضا برات کربلا شد

غیر از تو من با هیچ کس کاری ندارم

اصلاً بدون تو خریداری ندارم

تا روبروی گنبد تو ایستادم

دار و ندارم را همه نذر تو دادم

با چشم گریان راه افتادم به سویت

یک لحظه دیدم بر در باب الجوادم

اذن دخولم اشک های دیده ام شد

صورت به خاک گرم صحن تو نهادم

احساس کردم بین اغوش تو هستم

مانند طفل گمشده از پا فتادم

دلشوره هایم را خودت ارام کردی

دستان پر مهر تو تسکین الفوادم

کل زیارت نامه ام شد عشق بازی

گفتم غلامم نوکرم من خانه زادم

گفتم که یک دنیا برایت حرف دارم

اما ببخش این جمله های بی سوادم

بی قیمتم اما گرفتار تو هستم

با دست خالی بر سر راهت نشستم

اقا منم من مرغ بی بال و پر تو

با دست خالی امدم بر محضر تو

سلطان گدای ریزه خور بسیار دارد

نامم شده جزو سیاهی لشکر تو

روزی ما را از همان اول خدا داد

دست تو در دست کریم خواهر تو

دلشوره ماه محرم دارم اقا

چون قول دادم من به زهرا مادر تو

ایران ما زان روز شد وادی گریه

که اشنا گردید با چشم تر تو

در سینه ما کوهی از اندوه و غم ریخت

یابن شبیب تو دل ما را بهم ریخت

در پیشگاهت عشق را ابراز کردم

من روضه را با نام تو اغاز کردم

هدیه به زهرا گریه کردن بر حسین است

با تکیه بر عالم به عالم ناز کردم

شبهای جمعه تو خودت هم کربلایی

من هم به سوی کربلا پرواز کردم

اقا ببخشم روضه ای از تو شنیدم

اقا ببخش گر روضه ات را باز کردم

اخر چه شد جد غریبت اب دادند ؟

یاد لبانش سوز دل را ساز کردم

اقا شنیدم یک نفر فریاد میزد

نیزه نزن بند زره را باز کردم

با حوصله هر استخوانی را شکستند

نا مرد ها چشمان بازش را نبستند

 

www.mohjat.net

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0