محرم 99 کلیک کنید  شعر و صوت گلچین شور 99

حاج محمدرضا طاهری – زهر اشکی شد و چشمان ترش را سوزاند

زهر اشکی شد و چشمان ترش را سوزاند

زهر اشکی شد و چشمان ترش را سوزاند

سینه بی رمق محتضرش را سوزاند

بار ها حرمت این شیخ در این شهر شکست

ناله بی کسی اش هر سحرش را سوزاند

سال ها بود که با روضه مادر می سوخت

آنقدر سوخت دلش دور و برش را سوزاند

قاتل مادر او باز سراغش آمد

هیزم آورده و دیوار و درش را سوزاند

باز هم شکر که پهلوی نحیفش نشکست

گر چه لرزیدن طفلان جگرش را سوزاند

پیرمرد است و زمین می خورد و می گرید

یاد داغی که دل شعله ورش را سوزاند

یاد آن شهر که لبخند یهودی هایش

جگر دخترک رهگذرش را سوزاند

دخترک زیر پر چادر عمه می رفت

ناگهان آتش بامی سپرش را سوزاند

پنجه پیرزنی گیسوی او را وا کرد

ترکه چوب تری بال و پرش را سوزاند

دست در حلقه زنجیر به دادش نرسید

شاخه سوخته نخل سرش را سوزاند

شاعر: حسن لطفی

 

.
شب ۶ ماه رمضان ۹۶ حاج محمد رضا طاهری
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0