. اشعار فاطمیه 98 مداحان

ز ضرب تیر چنان دست و پای خود گم کرد | متن شعر | حاج حسن خلج

ز ضرب تیر چنان دست و پای خود گم کرد

ز ضرب تیر چنان دست و پای خود گم کرد

که خواست گریه کند در عوض تبسم کرد

فدای بلبل محزون که در غروب حیات

سرود محنت و خون و عطش ترنم کرد

برای آن که دهد شیرخواره شرح عطش

نگاه تشنه او با پدر تکلم کرد

نه بر عزیز پیمبر نمود حرمله رحم

نه بر کبوتر بی بال و پر ترحم کرد

چه شد که دشمن ناپاک از خدا غافل

به طفل بی‌گنه تشنه لب تهاجم کرد

غزال کوچک دشت بلا ز پا افتاد

زمین ز خون گلو بحر پر تلاطم کرد

فشاند خون پسر را پدر به سوی سما

بدین طریق بسوی خدا تظلم کرد

دوباره صحنه شوم مدینه را زینب

به پیش دیده‌ گریان خود تجسم کرد

به خصم آل پیمبر مدام نفرین باد

که قلب فاطمه آکنده از تألُم کرد

درود محسن صافی به شاعر خوش ذوق

که خوش به مرثیه‌ گل چنین ترنم کرد

ز ضرب تیر چنان دست و پای خود گم کرد

که خواست گریه کند در عوض تبسم کرد

شاعر: محسن صافی

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0