اشعار محرم 1401 کلیک کنید

ساعات آخر دارم غم یار * سید مهدی حسینی

ساعات آخر دارم غم یار
اشعار ماندگار
1

ساعات آخر دارم غم یار

ساعات آخر دارم غم یار

زهرای عزیزم مشتاق دیدار

من سی ساله که یادمه دنباله

من توی کوچه میدویدی

من سی ساله که یادمه دنباله

تو شال منو با گریه میکشیدی

من سی ساله که یادمه جنجاله

مغیره رو وقتی رسیدی

محول الاحوالم ببین شکسته بالم

بیا به استقبالم

****

با فرق زخمی ابرو شکسته

میرم کنار پهلو شکسته

خیلی سخته بگم از اون ساعت که

خونه میون شعله ها بود

خیلی سخته بگم چی شد اون لحظه

که خونمون برو بیا بود

خیلی سخته دیدم با دست بسته

فاطمه زیر دست و پا بود

من علیِ مظلومم تنگِ دلم خانومم

ز حق خود محرومم

محول الاحوالم ببین شکسته بالم

بیا به استقبالم

****

دارم وصیت با اشک و احساس

رازِ دلم رو گفتم به عباس

وای از زینب دل نگرونم امشب

برای لحظه ی اسارت

وای از زینب رسیده جونم بر لب

به دخترم میشه جسارت

وای از زینب پیاده پشت مرکب

چادر خاکی میشه غارت

غرق غم و افسوسم کوفه شده کابوسم

بزم می و ناموسم واویلا

محول الاحوالم ببین شکسته بالم

بیا به استقبالم

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج سید مهدی حسینی
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …