سر به فلك كشيده سر تا شده خاك پای تو | متن نوحه | سلحشور

سر به فلك كشيده سر تا شده خاك پای تو

سر به فلك كشيده سر تا شده خاك پای تو

دل ز همه بريده دل تا شده آشنای تو

ذكر دلم خدا خدا جان و تنم تو را فدا

كاش سرم شود جدا تشنه به كربلای تو

چشم به سوی قتلگه گوش به بانگ العطش

هر نفسم شراره ای ز آتش خيمه های تو

ای سرت از بدن جدا ای همه عالمت فدا

ذات مقدس خدا آمده خون بهای تو

***

کربلا کعبه دلهاشت خدا میداند

دیدنش ارزوی ماست خدا میداند

اولین مشتری مجلس پر فیض حسین

مادرش حضرت زهراست خدا میداند

***

چیزی که ندارم ببرم محضر ارباب

سرمایه سری هست فدای سر ارباب

از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم

مادر پدرم نذر پدر مادر ارباب

***

قصدکردند که با تیغ پیمبرکش ها

بدنت را همه جا مثل خبر پخش کنند

مگرای سرو رشیدم بدنت خیرات است

که رسیدند تورا بین گذر پخش کنند

همه ی سعی من این است توراجمع کنم

چه کنم لشکریان باز اگر پخش کنند

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.