فروش ویژه

شبی که سایه ابلیس بر حرا افتاد | متن شعر | محمدرضا طاهری

شبی که سایه ابلیس بر حرا افتاد

شبی که سایه ابلیس بر حرا افتاد

گمان کنم پر پروانه زیر پا افتاد

کسی که از نفسش عطر ربنا رویید

چرا لبان ثنا خوانش از نوا افتاد

بزرگ شهر عزیز دل رسول الله

به پیش چشم همه بین کوچه ها افتاد

کسی ندید میان شلوغی خانه

غریب فاطمه عمامه اش کجا افتاد

شبیه عمه مظلومه اش که خورد زمین

میان کشمکش کوچه بی هوا افتاد

شبیه تشنه لب نینوا گلویش سوخت

نگاه مظطر او سمت کربلا افتاد

به تکه تکه گلیمی که سوخت خیره شده

سپس به سینه زد و یاد بوریا افتاد

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

 فاطمیه 98  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0