اشعار محرم 1401 کلیک کنید

شب آه و گریه و شب هق هق بارونه * حاج محمدرضا بذری

شب آه و گریه و شب هق هق بارونه
اشعار ماندگار
1

شب آه و گریه و شب هق هق بارونه

شب آه و گریه و شب هق هق بارونه

سر مرتضی شکسته و دل همه خونِ

رنگ صورتش شده مثه غروب خورشید و

جبرئیل تو آسمون داره روضشو میخونه

امشب توی دل بچه ها شده غوغا

افتاده توی بستر غریبونه مولا

میباره بارون براش حضرت زهرا

سی سال هرشب مرگش رو خواست از خدا

اما امشب حیدر شد حاجت روا

تهدمت والله ارکان الهدی

****

لحظه ی وداع شده ولی انگاری معلومه

که دلش پر از تلاطمه با اینکه آرومه

افتاده یاد وصیت و سفارش زهرا

که میگفت حسین من توی کربلا مظلومه

میگفت که زخمیِ تیر و نیزه ها میشه

میگفت اسیر درد و غم و بلا میشه

میگفت جلوی چشمام سرش جدا میشه

جسمش بی سر روی خاک کربلا

ارباً اربا عریان زیر دست و پا

تهدمت والله ارکان الهدی

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج محمدرضا بذری
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …