.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب شام غریبان محرم ۱۳۹۸ مهدی میرداماد

شب شام غریبان محرم ۱۳۹۸ مهدی میرداماد

شب شام غریبان محرم ۱۳۹۸ مهدی میرداماد

شب شام غریبان محرم ۱۳۹۸ مهدی میرداماد + متن نوحه

متن کامل اشعار شب شام غریبان محرم ۱۳۹۸ با مداحی حاج سید مهدی میرداماد در مسجد امیر تهران / دانلود مداحی جدید / متن نوحه

 

 

روضه

نیزه میرفت و بر میگشت چشماش باز و بسته میشد

هر کس تو مقتل می اومد اونقدر می زد خسته میشد

زود راحتش کنید رو تنش پا نذارید کم تر اذیتش کنید

پیراهنش رو نه میدونید کیِه میخواید هتک حرمتش کنید

آی نا مسلمونا باید اول بکشید بعدا غارتش کنید

حسین حسین حسین

****

لبهاش مثل چوب خشکه تشنست دائم از حال میره

خواهر روی تل ایستاده مادر توی گودال میره

آتیش به ما نزن تینقدر پنجه رو خاک کربلا نزن

رو سینه اومدن زیر دست و پاهاشون اینقدر دست و پا نزن

دق میکنم حسین دست و پا هم میزنی زهرا رو صدا نزن

حسین حسین حسین

****

خنجر نمی بُره هیچ کسی قربونی رو تشنه سر نمی بُره

هی ضربه میزنه هیچکسی اینجوری سر از پیکر نمی بره

انصافتون کجاست هیچکی انگشت و واسه انگشتر نمی بُره

حسین حسین حسین

****

عریان روی خاک افتادی زهرا چادر روت میندازه

مرحم رو زخمات میزارن اما با نعلای تازه

ای شاه کم سپاه پناه عالمیان مونده زینب بی پناه

از روی نی ببین که دارن حرومیا میرن سمت خیمه گاه

گوشواره میکِشَن به کجا فرار کنن دختر های بی پناه

حسین حسین حسین

****

به سمت گودال از خیمه دویدم من

شمر جلو تر بود دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود ناله کشیدم من

سر تو رو بردن دیر رسیدم من

وای حسین

 

 

پیش زمینه

از بامت بالاتر بامی نیست

از نامت زیباتر نامی نیست

شیرینی اسمت را بچشانم

عاشورا به کربلا برسانم

و اذقنی حلاوه ذکرت و ارزقنی زیارت قبرک

یا حسین یا حسین یا حسین

 

واحد

الا ای قوم من جان محمد روح قرآنم

ولی الله اعظم شهریار ملک امکانم

زعیم و رهنما و نا خدا و فُلک توحیدم

امام و پیشوا و مقتدای اهل ایمانم

نمازم روزه ام حجم قیامم سجده ام رکنم

صفایم مروه ام سعیم صراط و حشر و میزانم

پیمبر جد و بابم حیدر است و مادرم زهرا

برادر مجتبی خود میر و سالار شهیدانم

قَدَر عبدی است پا بستم قضا تیغی است در دستم

فلک آواره کویم ملک گهواره جنبانم

حدید و صافات و مومن و والفجر و الرحمان

دخان و زخرف و یاسین و فتح و آل عمرانم

حسین ابن علی باب النجاه عالم خلقت

نبی را جان شیرین شیر حق را شیره جانم

گر از توحید میگویید من خود روح توحیدم

گر از قرآن گواه آرید من خود جان قرآنم

ذبیح الله و ثارالله و عین الله و وجه الله

چراغ دین و کشتی  نجات و بحر احسانم

من از شوق شهادت سینه پیش تیغ بگشودم

و گر نه نیست کس در کل خلقت مرد میدانم

اگر یک حمله آرم همچو باران بر زمین ریزد

سر و دست و تن و پا از دم شمشیر برانم

گهی رعدم گهی برقم گهی خشمم گهی قهرم

گهی دریا گهی طوفان گهی سیل خروشانم

اگر دریایی از لشگر شود این دشت موسایم

و اگر این سرزمین از دیو پر گردد سلیمانم

من از روز ازل با خالق خود بسته ام عهدی

که ماند بی کفن در این بیابان جسم عریانم

خدای کعبه و پیغمبر او نیز میداند

که عاشورا روز حج خون و عید قربانم

گر از سُم ستوران بشکند هم سینه هم پشتم

بحق دوست هرگز نشکنم با دوست پیمانم

اگر چشمی بگردانم سری بر تن نمیماند

همان شمشیر ها در دستتان باشد به فرمانم

به تیر و نیزه ها و تیغ ها و سنگ ها گفتم

که من در راه جانان عاشق زخم فراوانم

اگر شمشمیر هاتان کُند گشته نیزه بشکسته

بیایید و کنید از چار جانب سنگ بارانم

زنید آنقدر زخم از تیر و تیغ و نیزه و سنگم

که در گودال نشناسند اطفال پریشانم

نمیگویم دهید آبم ولی آنقدر میگویم

که دیگر شعله گردیده نفس در کام عطشانم

گرفتم آب مِهر مادرم زهرا نمیباشد

گرفتم نیستم فرزند پیغمبر مسلمانم

بود مهمان گرامی هر که باشد ای ستمکاران

اگر اینک مسلمانم نمیدانید مهمانم

برایم نامه بنوشتید تا مهمانتان گشتم

زمین را لاله گون کردید از خون جوانانم

کنار نعش فرزندم همه دیدید اشکم را

به جای گریه خندیدید بر چشمان گریانم

ز چشم شیعیان اشک ریزد تا صف محشر

به یاد لحظه ای کز خون دل شد شسته دامانم

نگیرم دل نبندم لب نپوشم چشم از جانان

اگر صد بار گردد سر جدا در این بیابانم

سرم با خواندن قرآن به نوک نیزه ها گوید

که حتی با سر بُبریده قرآن را نگهبانم

لبم بر مرگ میخندد ولی چشمم اگر گرید

به یاد زینب و فردای زینب اشک افشانم

به اَجر این قصیده روز محشر شافع میثم

به میزان عمل در دادگاه حی سبحانم

شاعر: استاد سازگار

 

 

واحد

عشق در پرده این پرسش بی حاصل ماست

دل ما در حرمت یا حرمت در دل ماست

خون بها از که بخواهیم که در روز جزا

شافع ماست همان کس که غمش قاتل ماست

اشک بر توست شفای دل درمانده ما

علتش چیست مگر تربت تو در گل ماست

دانه دانه به زمین ریخت گناهانم را

گوهر عشق که در دیده ناقابل ماست

تا برای تو نمیریم ز پا ننشینیم

کربلا مقصد ما نیست که سر منزل ماست

 

 

دودمه

از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین دست و پا میزد حسین

 

 

شور

مقتل نوشته روی تنت پا گذاشتند

در زیر دست و پا زده ای دست و پا حسین

مقتل نوشته رأس تو را بد بریده اند

چون از جلو بریده نشد از قفا حسین

مقتل نوشته دست به گیسوی تو زدند

یک عده گرگ های بدون حیا حسین

مقتل نوشته زیر گلوی تو نحر شد

پهنای نیزه شد به گلوی تو جا حسین

***

مادر آب کجایی پسرت آب نخورد

پدر خاک کجایی پسرت خاک نشد

 

 

شور

حسین جانم حسین جانم حسین جانم

اگر کشتن چرا آبت ندادند وای

چرا ز آن دُر نایابت ندادند

اگر کشتن چرا خاکت نکردند وای

کفن بر جسم صد چاکت نکردند

برادر جان سلیمان زمانی وای

چرا انگشت و انگشتر نداری

الهی خواهرت زینب بمیره وای

نباشه بعد از تو ماتم بگیره

گلی گم کرده ام میجویم او را

بر هر گل میرسم میبویم او را

گل من یک نشانی در بدن داشت

یکی پیراهن کهنه به تن داشت

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0