.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۸ کریمی چیذر

شب عاشورا محرم ۱۳۹۸ کریمی چیذر

شب عاشورا محرم ۱۳۹۸ کریمی چیذر

شب عاشورا محرم ۱۳۹۸ کریمی چیذر + متن نوحه

متن کامل اشعار شب عاشورا محرم ۱۳۹۸ با مداحی حاج محمود کریمی در هیئت رایه العباس چیذر / دانلود مداحی جدید / متن نوحه

 

 

روضه

به سینه هر که تمنای کربلا دارد

همیشه در دل خود روضه ای به پا دارد

کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد

بدون عشق تو عالم کجا بها دارد

به غیر تو که کَرَم میچکد ز انگشتت

کجا پادشهی این همه گدا دارد

تو همچو من سر کویت هزارها داری

ولی بدان که گدایت فقط تو را دارد

بزن به تیغ و بسوزان دست بادم دِه

بیا که این دل عاشق سر بلا دارد

اگر چه پا نزدم صحن کربلای تو را

دلش خوش است حضوری به روضه ها دارد

به عرض یار رسانید ای سَبُک روحان

میان قافله جایی برای ما دارد

چو میرسد دلم از گردش زمانه به تنگ

دعا و عرض سلامی به کربلا دارد

همه ز لطف حسین است آبرو داریم

گدا هر آنچه که دارد ز پادشاه دارد

 

 

روضه

مستانه برگشته مثل کبوتر اشک من از لانه برگشته

رو به ضریح تو هر کس که عاقل آمده دیوانه برگشته

مانند پیمانه گنبد به سمت ساقی پیمانه برگشته

باد از نفس افتاد وقتی که گیسویت به روی شانه برگشته

خورشید از شوقت شب دیر رفته صبح زود از خانه برگشته

سوسو زدی چون شمع تیری به سویت با سه تا پروانه برگشته

وسواس میخواهد این تیر تیر انداز بی احساس می خواهد

صیاد معمولا چشم شکارش را به طرزی خاص می خواهد

حتی کمان حاجت از چشم های حضرت عباس می خواهد

تیری که می آید از چشم حق الله حق الناس می خواهد

از روی زین افتاد دست خداوند آخرش از آستین افتاد

بی دست بود عباس پس بی تعادل بود با صورت زمین افتاد

سر اربا اربا شد روی سرش وقتی عمود آهنین افتاد

جای عرق این بار از بس که شد شرمنده خونش بر جبین افتاد

بر جسم فرزندش زهرا به جای حضرت ام البنین افتاد

وا شد تنش از هم حتی دو تا بازوی مثل آهنش از هم

هی دور تر میشد دست نیاز بچه ها و دامنش از هم

سبقت گرفتند آه در وا شدن کم کم جبین و جوشنش از هم

آخر فرو پاشید با اتحاد تیغ ها پیراهنش از هم

پس فاصله افتاد بین تمام مهره های گردنش از هم

شیطان نمک پاشید بر زخم حیدر موقع پاشیدنش از هم

 

 

نوحه

کنار علقمه شد غوغا حرم دیگر ندارد سقا

واویلا واویلا وایولا

به دنبالت شدم آواره بمیرم که مشکت شد پاره

واویلا واویلا وایولا

بمیرم سر تو پرپر شد زائر پیکرت مادر شد

واویلا واویلا وایولا

ببین من بی کس و تنهایم کنارت خمیده می آیم

واویلا واویلا وایولا

صدای دخترم می آید رقیه عمو را می خواهد

واویلا واویلا وایولا

 

 

پیش زمینه

ای حرمت در دل و جان یا علی

ای نفست جان جهان یا علی

ای شهدا سینه زن نوحه ات

یک نفسی روضه بخوان یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

حیدر یا مولا

بی سر و سامان تو ام یا حسین

دست به دامان تو ام یا حسین

زُهره منظومه زهرا حسین

کشته افتاده به صحرا حسین

یا حسین یا حسین

 

 

زمینه

رفتی برادرت تنها تر شد

رفتی مُجیب عالم مضطر شد

در دل نخلستان تا که علم افتاد

خواهرمان زینب بین حرم افتاد

زجرِ شنیدن هلهله ها را

آتش خنده حرمله ها را خواهرمان دیده

به که گویم من دردم بی تو باید برگردم

****

ای نخل خشک خونین دستت کو

ای ماه ام البنین دستت کو

بی تو تک و تنها در دل این دشتم

در پی دست تو روی زمین گشتم

لحظه دیدن مشک دریده

فرق شکسته و دست بریده قامت من خم شد

کمرم را خم کردی به لبم جان آوردی

****

مشک را آوردی تا پای جانت

با دست و با کتف و با دندانت

این چه بلایی بود بر سرمان آمد

بهر تَسَلایَش مادرمان آمد

رفتی و تشنه تر از همه بودی

تشنه دیدن فاطمه بودی فاطمه هم آمد

آمد اما خیلی دیر دیده ات را بسته تیر

 

 

 

 

زمینه

وای وای خدایا برادر تشنم

دست و پا میزنه برابر چشمم

میغلطه رو خاک و پرش پر از خونِ سرش پر از خونِ

قاتل با چکمه روشو برمیگردونه سرش پر از خونِ

خواهرت بمیره که قبل جون دادن

یه عده با عصا به جونت افتادن

این هایی که از هم سرت رو دزدیدن

امروز خلخال دخترت رو دزدیدن

حالت چشماشو کسی نمیبینه

وقتی اون چکمه پوش نشسته رو سینه

رگهای خونینش منو صدا کردن

زنده زنده سر از تنش جدا کردن

 

 

 

واحد

گفتی میان خیمه برایت دعا کنم

فکری برای ناله ادرک اخا کنم

حالا که میروی سخنی گو چگونه من

بعد از تو پاسداری از این خیمه ها کنم

برخیز و بین مرا به تمسخر گرفته اند

آخر چقدر پیش تو باید نوا کنم

با من مگو که جان برادر مرا مبر

اصلا نمیشود که تو را جا به جا کنم

دیگر عبا نمانده بچینم تو را در آن

دیگر جوان به خیمه نمانده صدا کنم

چشم تو را دو دست تو را ابروی تو را

ماندم چطور گریه بر این ماجرا کنم

از پهلوی تو نیزه کشیدن محال شد

فرض محال نیزه ز پهلو جدا کنم

گیرم در آورم همه را من خودت بگو

با ابروان وا شده از هم چه ها کنم

من هرچه زودتر به سوی خیمه میروم

تا گوشواره های دختر دلخسته وا کنم

من میروم به خیمه که هم بهر پیکرت

هم از برای معجر زینب دعا کنم

ترسم از این بود که تو پاشیده تر شوی

باید تو را شبیه خودم بوریا کنم

 

 

واحد – هلالی

بر لب آبم و از داغ لبت میمیرم

هر دم از غصه جان سوز تو آتش گیرم

مادرم داد به من درس وفاداری را

عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم

گاه سردار علمدارم و گاهی سقا

گه به پاس حرمت گشت زنان چون شیرم

بوته عشق تو کرده است مرا چون زرِ ناب

دیگر این آتش غم ها ندهد تغییرم

گر مرا شور و جوانی و بهار عمر است

از خزان تو دگر ای گل زهرا پیرم

غیرتم گاه نهیبم زند از جا بر خیز

لیک فرمان مطاع تو شود پا گیرم

تا که مأمور شدم علقمه را فتح کنم

آیت قهر بیان شد ز لب شمشیرم

سایه ی پرچم تو کرد سرافراز مرا

عشق تو کرد عطا دولت عالم گیرم

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام

شد در این قبله عشاق دو تا تقصیرم

باید این دیده و این دست دهم قربانی

تا که تکمیل شود حج منو تقصیرم

ای قد و قامت تو معنی قد قامت من

ای که الهام عبادت ز وجودت گیرم

وصف شد حال قیامت ز عمودی به سجود

بی رکوع است نماز منو این تکبیرم

جسدم را به سوی خیمه اصغر نبرید

که خجالت زده ز آن تشنه لب بی شیریم

شاعر: حبیب الله چابچیان

 

 

دودمه

بال جبریل امین فرش مُحَرَم میکند دست سردار حسین

شر اسرائیل را از این جهان کم میکند دس سردار حسین

***

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع

عصر فردا بدنش زیر سُم اسبان است مکن ای صبح طلوع

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0