.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۸ مهدی میرداماد

شب هفتم محرم ۱۳۹۸ مهدی میرداماد

شب هفتم محرم ۱۳۹۸ مهدی میرداماد

شب هفتم محرم ۱۳۹۸ مهدی میرداماد + متن نوحه

متن کامل اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۸ با مداحی حاج سید مهدی میرداماد در مسجد امیر تهران / دانلود مداحی جدید / متن نوحه

 

 

روضه

خانومای حرم بچم نمیره

داره از تشنگی آتیش میگیره

کسی اینجا یه ذره آب نداره

روی دستم داره از هوش میره

بالام لای لای گلوم لای لای

میترسم از غم فردات مادر

بمیرم خشک دست و پات مادر

ندارم مرحمی تو خیمه حالا

برای زخم رو لبهات مادر

ما گریه کردیم و دشمن چه شاده

چه کاری تشنگی دست تو داده

بمیره مادرت دارم میبینم

ترک روی لبات خیلی زیاده

چرا این غصه ها آخر نمیشه

روزای بی کسیمون سر نمیشه

بیا زینب ببین هر کاری کردم

چرا حال علی بهتر نمیشه

داری میری تو میدون زود برگرد

میشه مادر پریشون زود برگرد

به دل من بد افتاده عزیزم

برو اما علی جون زود برگرد

میشد ای کاش موتو می پوشوندم

زیر خورشید روتو می پوشوندم

یه جوری کاش میشد قبل رفتن

سفیدی گلوتو می پوشوندم

شنیدم آه مادر تیر خوردی

یه جرعه خون به جای شیر خوردی

گلویی رو که من دیدم گمونم

عمیقاً ضربه شمشیر خوردی

هوا گرمه ولی دستام سرده

کمون حرمله با تو چه کرده

دعا کردم علی رو دست بابا

گلوت پاره نشه سر بر نگرده

غمت راه نفس میبنده مادر

لبت تو حالت لبخنده مادر

نمیتونم ببینم بند جونم

گلوی تو به مویی بند مادر

 

زمینه

چشاتو رو هم بذار مادر تو هم خدایی داری

یه کمی دوم بیار مادر تو هم خدایی داری

با اینکه پیش بابایی ولی دلم شور میزنه

با اینکه مثل مردایی ولی دلم شور میزنه

میترسم داغتو رو دلم بذارن

میترسم خبرت رو برام بیارن

میترسم اینا تیر سه شعبه دارن

بالام لای لای گلوم لای لای علیم لالای

****

ترکای رو لبات مادر آتیش زده به جونم

سفیدی اون چشات مادر آتیش زده به جونم

بمیرم اینکه گریونی با اون صدای لرزونت

داری زبون میچرخونی دور لبای بی جونت

میترسم که روز مادرت سیاه شه

میترسم که سرت از تنت جدا شه

میترسم گهوارت روی نیزه ها شه

بالام لای لای گلوم لای لای علیم لالای

****

پاشیده شده پر از خونِ گلوی اصغر من

تا لبه پر توی حنجر نشسته تیر دشمن

چطور دلش اومد قاتل سر تو رو جدا کنه

تیری که سهم عباسه تو حنجر تو جا کنه

آخر شد از اون چیزی که ترسیدم

رو نیزه سر کوچیکتو دیدم

از گریه منم شبا نخوابیدم

بالام لای لای گلوم لای لای علیم لالای

 

 

نوحه

سلام خدا بر تو ای جان عالم سلام خدا بر تو ای اسم اعظم

سلام همه وقت نوشیدن آب به لبهای تو ای شهید محرم

آه امیر بی همتا شهید عاشورا حسین یا ثار الله

آه گل در خون پرپر سر بر نی سرور حسین یا ثار الله

روضه ات فیض و بار عام است جامه مشکی ام احرام است

زنده از خون تو اسلام است

یا حسین یا ابا عبد الله

****

ز شش آیه نابت ای سوره نور جهان گشته روشن جهان گشته پر شور

بود عمر کوتاه تو غرق برکت که یار حسینی ز گهواره تا گور

آه زره شد قنداقه که جانت مشتاق فدایی گشتن بود

بر غریبی بابا گلویت در صحرا گواهی روشن بود

روی دست پدر می آیی تشنه نه تو خودت دریایی

تشنه یاری بابایی

یا حسین یا ابا عبد الله

****

علی هستی و چشمه سار کرامات شوم نا امید از نگاه تو هیهات

به گهواره کوچکت بسته ام دل منم غرق حاجت تویی باب حاجات

آه منو جانی عطشان منو چشمی گریان منو دست خواهش

آه تو و جود بسیار تو و لطفی سرشار تو و دست بخشش

از نگاهت شفا میخواهم خیر بی انتها میخواهم

کربلا کربلا میخواهم

یا حسین یا ابا عبد الله

 

 

 

واحد

لالالالا که دیگه نوبت منه برو که وقت رفتنه

حالا باید بری باباتو از غریبی در بیاری

یه وقت جلو بابا لبای خشکتو رو هم نذاری

وقتی تیر اومد یه وقت نخندی یادت باشه چشماتو نبندی

برو که باید شبیه بابات بری رو نیزه با سربلندی

با تو میشه امضا غریبی بابا لای لای علی لای علی

میری پیش محسن تو ؛وش زهرا لای لای علی

 

 

 

واحد

جان به پیکر داشت وقتی مشک ‌ها جان داشتند

کاش میشد ابر ها آن روز باران داشتند

کاش میشد قطره آبی به خیمه میرسید

آب ‌ها هم کاش که حرّ پشیمان داشتند

آب باعث شد که مردی آب شد پیش همه

آب ‌ها از شمر گویا اذن میدان داشتند

کودکی آرام شد با لای لای تیر ها

بعد از آن گهواره ‌ها خواب پریشان داشتند

سوره کوچک که روی دست بابا ذبح شد

مجلس مرثیه ‌ای آیات قرآن داشتند

بند قلب آسمانی‌ ها به مویی بند بود

بر نخ قنداقه ‌اش از بس که ایمان داشتند

هیچ داغی مثل داغ کودک شش‌ ماهه نیست

اهل‌ بیت از حرمله بغض دو چندان داشتند

نیزه‌ ها در پشت خیمه خاک بر سر ریختند

ماه ‌های روی نیزه چشم گریان داشتند

چون خدای کعبه بود و لایق تسبیح بود

آن که را زیر عبای عرش پنهان داشتند

شاعر: محسن حنیفی

 

 

دودمه

اصغر من کی به زبان آمده حرمله با تیر و کمان آمده

 

 

شور

خیلیا میگن دروغه خیلیا میگن شعاره

اما حرفی بهتر از این هر کسی داره بیاره

اینکه دنیای منی تو اینکه بی تو من میمیرم

اینکه من هر چی تو سفرم دارم از نگات میگیرم

ای کشتی نجات حسین جان عالم فدات حسین

حسین برات بمیرم

****

جای تموم خوبیات من به تو بد کردم حسین

دلم میخواد به روزای بچگی برگردم حسین

به اون روزا که صاف و ساده تو رو دوست داشتم حسین

به اون روزا که هستیمو پای تو میگذاشتم حسین

ای کشتی نجات حسین جان عالم فدات حسین

حسین برات بمیرم

****

تو گرفتاری دنیا تکیه گاه من حسینِ

دلهره ندارم اصلا چون پناه من حسینِ

من تموم زندگیمو به خدا که با تو ساختم

به خودت قسم که حتی خدا رو با تو شناختم

ای کشتی نجات حسین جان عالم فدات حسین

حسین برات بمیرم

****

من عاقبت بخیر میشم ایشاالله بین روضه ها

وقتی برای سینه زن ها مادرت کرده دعا

فرقی نمیکنه برات کی تو رو میزنه صدا

حتی بدی مثل منو بخشیدی بردی کربلا

ای کشتی نجات حسین جان عالم فدات حسین

حسین برات بمیرم

 

 

 

 

 

شور

بزرگ تر از داغ تو داغی نیست

هیچی به جز عشق تو باقی نیست

تو اتفاق زندگیم بودی

هیچ اتفاقی اتفاقی نیست

اتفاقا حرم تو دلمه اتفاقا دلم تو حرمه

فاصله از حرم تا خدا کم تر از یه قدمه

ای تب و تاب دلم ای رگ خواب دلم

آبادم کن خرابه دلم

حسین وای

*****

تو قلب من یه خواهشه آقا

که قسمت منم بشه آقا

مدال افتخار هر نوکر

کبودی رو سینشه آقا

اتفاقا کبود شده تنم اتفاقا به سینه میزنم

اتفاقا برای تو اونی که جون میده منم

ای تب و تاب دلم ای رگ خواب دلم

آبادم کن خرابه دلم

حسین وای

*****

تو حرمت با دل پر دردم

برا قیامتم دعا کردم

تو دنیا دور شیش گوشه گشتم

تو محشرم دور تو میگردم

اتفاقا سر پل صراط میرسی و منو میدی نجات

سیئاتم با یک اشاره تو میشه حسنات

ای تب و تاب دلم ای رگ خواب دلم

آبادم کن خرابه دلم

حسین وای

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0