.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۸ نریمان پناهی

شب هفتم محرم ۱۳۹۸ نریمان پناهی

شب هفتم محرم ۱۳۹۸ نریمان پناهی

شب هفتم محرم ۱۳۹۸ نریمان پناهی + متن نوحه

متن کامل اشعار شب هفتم محرم ۱۳۹۸ با مداحی کربلایی نریمان پناهی در هیئت رزمندگان مکتب الحسین / دانلود مداحی جدید / متن نوحه

 

 

زمینه

دریای تشنه لب آروم جونم درد و درمونم

ابریِ چشمات غرق بارونم

از داغ تو بد جوری شکستم از همه خستم

دست و پا نزن اینجوری اصغر رو دستم

علیِ اصغر لالایی

****

بارون غربت از چشمام می باره مثل مزاره

اون مادری که دل بی قراره

رفتنت واسه بابات عذابه حالم خرابه

روز رفتن تو روز مرگه ربابه

علیِ اصغر لالایی

****

پیدا نشد یه مرد توی این وادی از پا افتادی

شرمندت هستم تشنه جون دادی

تو تمام هستی بابایی وای از جدایی

توی آغوشم بخواب اصغرم لالایی

علیِ اصغر لالایی

****

حالا من موندم و این تن بی سر با حالی مضطر

چیکار کنم با اشکای مادر

لبخند تو جونمو میگیره چشمم شد تیره

مادرت اگه این طور ببینَت میمیره

علیِ اصغر لالایی

 

 

 

زمزمه

خون گلوت کرده خضابم

با خنده هات نده عذابم برا ربابه اضطرابم

ای وای حرمله بد جوری قلبمو سوزوند

ای وای داغتو تو دل مادرت نشوند

ای وای ای وای

ای وای حال من معلومه از بغض صدام

ای وای میبرم پیکرتو پشت خیام

****

خرابمو جونی ندارم

نمیتونم طاقت بیارم چطور تو رو تو خاک بذارم

ای وای زُل زدی به من با چشم نیمه باز

ای وای چشماتو ببند و با دلم بساز

ای وای ای وای

ای وای میکُشه بابا رو داغ محنتت

ای وای چطوری خاک بریزم رو صورتت

****

خونِ گلوت غسل تنت شد

بابا حسین سینه زنت شد قنداقت اخر کفنت شد

ای وای باید از غم جدایی جون بدم

ای وای شونه هاتو توی قبر تکون بدم

ای وای ای وای

ای وای داغت از دل ملائک برده صبر

جای گهوراه میذارمت تو قبر

 

 

واحد

بر لب دریا لب دریا دلان خشکیده است

از عطش دلها کباب است و زبان خشکیده است

کربلا بستان عشق است و شهامت ای دریغ

کز سموم تشنگی این بوستان خشکیده است

سوز بی آبی اثر کرده است بر اهل حرم

هر طرف بینی لب پیر و جوان خشکیده است

آه از مهمان نوازانی که در دشت بلا

میزبان سیراب و کام میهمان خشکیده است

دامن مادر چو دریا اصغرش چون ماهی است

کام ماهی بر لب آب روان خشکیده است

نازم این همت که عباس آید از دریا ولی

آب بر دوش است و لبها هم چنان خشکیده است

گر ندارد اشک تا آبی به لبهایش زند

چشمه چشم رباب از سوز جان خشکیده است

شاعر: سید فضل الله قدسی

 

 

 

شور

نکن تلظی ای نیلوفر مادر

آروم جون و قلب مضطر مادر

داری میمیری از عطش علی جانم

تو روبروی چشمای تر مادر

از غم و غصه تو آکندم یه نفس آروم بگیر دلبندم

به خدا منم ندارم شیری جای چنگت شده گردنبندم

لالایی علیِ اصغر من

****

با گریه هات بردی تاب و توون من

آتیش نزن مادر اینقدر به جون من

معلومه از حال خرابی که داری

میخوای بری پیش بابا بدون من

تو هم از غصه سراپا دردی انگاری که عزم رفتن کردی

من برات چه آرزوها دارم قول بده کنار من برگردی

وای من وای من ای علی

****

میمونه داغ تو رو قلب پر خونم

بدون تو مادر آخه نمیتونم

یه شب دیگه تو آغوشم بمون اصغر

این آخرین دیدارمونه میدونم

بعد تو منم میشم آواره غم میشه سهم دل بیچاره

میدونم که حرمله داغت رو عاقبت رو جیگرم میذاره

وای من وای من ای علی

 

 

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0