.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب وفات حضرت خدیجه 1399 حاج محمود کریمی

متن اشعار شب وفات حضرت خدیجه 1399 حاج محمود کریمی در مشهد مقدس

شب وفات حضرت خدیجه 1399 حاج محمود کریمی

 

مناجات

شب گذشته کمی خوب شد سخن میگفت

برایم از خودش از حال خویشتن میگفت

از اینکه سنگ گرفته به معجرش به سرش

و یک به یک همه اش را برای من میگفت

به اهل بیت پیمبر چقدر ایمان داشت

کنار ما سه تن از پنج تن میگفت

برایم از همه اموال و مال داشتنش

برایم از کفنی هم نداشتن میگفت

درست مثل کسی که خودش خبر دارد

فقط حسین حسین و حسن حسن میگفت

کفن رسید به دستش ولی نشد خوشحال

برایم از پسرم شاه بی کفن میگفت

بباف دختر من پیروهن برای غریب

به فاطمه ز حسین و ز پیروهن میگفت

 

 

نوحه

یک لحظه تو خیمه گام یک لحظه تو قتلگام

لب تشنه کشتنت پیش چشام از گریه زخم صدام

بارونه اشک چشام دشمنم گریه میکرد با گریه هام

زینت دوش نبی تو مقتل تشنه لبی

زیر دست و پا به فکر زینبی

دیدم در تاب و تبی دیدی با بی ادبی

منو میزدن یه عده اجنبی

غرق خونِ تن تو مُردم با کشتن تو

حق مادری دارم گردن تو

رفتی با رفتن تو غارت شد گلشن تو

چادرم فدای پیراهن تو

رفتی ریختن سر من غارت شد زیور من

رفتی زخمِ پر من میسوزه پیکر من

مثل انگشترت انگشتر من

آتیش دور قافله است دور خیمه هلهله است

جلو دار کاروانت حرمله است

دستام بین سلسله است

پای من پر آبله است

چقدر بین منو تو فاصله است

دیدم دست و پا زدی مادر رو صدا زدی

سرتو به خاک قتلگاه زدی

دیدم بی هوا زدن خیلی نا روا زدن

پیرمردا تو رو با عصا زدن

تو مقتل قیامته غوغا وقت غارته

خولی از تنت پی غنیمته

 

 

 

شب وفات حضرت خدیجه 1399 حاج محمود کریمی + متن نوحه

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0