.  اشعار محرم 99 منتشر شد
 تلگرام سایت مهجه

اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۸ کریمی چیذر

شب چهارم محرم ۱۳۹۸ کریمی چیذر

شب چهارم محرم ۱۳۹۸ کریمی چیذر

شب چهارم محرم ۱۳۹۸ کریمی چیذر + متن نوحه

متن کامل اشعار شب چهارم محرم ۱۳۹۸ با مداحی حاج محمود کریمی در هیئت رایه العباس چیذر / دانلود مداحی جدید / متن نوحه

 

 

روضه

کوکب دردانه عصمت نگینش زینب است

آیه ایاک نعبد نستعینش زینب است

رتبه ممسوسه فی ذات در تسخیر اوست

جلوه مستغرق رب دست چینش زینب است

کم ندارد چیزی از مادر بزرگش پس بگو

کربلا تا شام ام المومنینش زینب است

واقعا زن نیست این پروردگار مرد هاست

انقلاب کربلا مرد آفرینش زینب است

خیمه‌ های کربلا ام البناتش زینب است

کشته‌ های نینوا ام البنینش زینب است

فاطمه زینب حسن زینب پیمبر زینب است

حیدر کرار لحن آتشینش زینب است

مستجیر بیرق عباس گر چه شد حسین

پرچم صاحب لوا حبل المتینش زینب است

آنکه بین ازدحام چشم‌ های خیره سر

رو گرفت از دشمنان با آستینش زینب است

گر چه در بزم عبیدالله او پائین نشست

صبح محشر بانوی بالا نشینش زینب است

شاعر: محمد جواد پرچمی

 

 

روضه

در محضرت خم اند طفلان من شبیه دو ابروی در هم اند

مثل دو رشته کوه لطفی نما ببین چقدر قرص و محکم اند

گفتند یا حسین جنگ اورند و با خبر از اسم اعظم اند

بر عکس زلف تو خوش غیرتان من دو سپاه منظم اند

احرام بسته اند این مُحرمان به مادر تو نیز مَحرم اند

از نسل کوثر اند در کربلا تو کعبه ای و این دو زمزم اند

در دست های تو مانند ذوالفقار دو دم فخر عالم اند

بی خود و بی زره هنگام رزم چون علی اکبر مصمم اند

محشر به پا شده در صحنه نبرد زمانی که با هم اند

تکبیر می کشند صد گرگ را به پنچه چنان شیر می کشند

می ایستد زمان وقتی میان معرکه شمشیر می کشند

صفین و بدر را حیدر تر از همیشه به تصویر می کشند

پای سپاه را با حلقه های زلف به زنجیر می کشند

لرزیده میمنه با این که بین میسره تکبیر می کشند

از شرم تیر ها در لابلای پیکرشان تیر می کشند

آرام جان من پرپر شدند هر دو گل ارغوان من

بالای جسمشان گریه تو می کنی و گرفته زبان من

پهلویشان شکست خندید لشکری به دو تا نوجوان من

داغ جوان چه کرد قدم کمان شد از غم تو قد کمان من

از پیش من نرو ای تشنه لب به جان تو بسته است جان من

قرآن برای من با حنجر بریده بخوان خوش بیان من

دندان تو شکست خون تو جاری است ولی از دهان من

رفتی تو در تنور خاکستریست بعد تو دیگر جهان من

 

 

پیش زمینه

ای حرمت در دل و جان یا علی

ای نفست جان جهان یا علی

ای شهدا سینه زن نوحه ات

یک نفسی روضه بخوان یا علی

یا علی و یا علی و یا علی

حیدر یا مولا

بی سر و سامان تو ام یا حسین

دست به دامان تو ام یا حسین

زُهره منظومه زهرا حسین

کشته افتاده به صحرا حسین

****

رسید کار به جایی ز عاشقی ما را

که در قبیله ما هر که بود مجنون شد

 

 

 

زمینه

من شب بیدارم دولت دربارم از حسین سرشارم

من خودم دلدارم من خودم سردارم من خودم کرارم

من زینبم زینب کبرای علی هوی مسیحای علی

گوهر دریای علی

من زینبم نعره یا هوی علی جلوه ای از روی علی

تیغ دو پهلوی علی

عباسم قوت زانوی من علی اکبر قوت بازوی من

من امروز زینب کرارمو پسرانم تیغ دو ابروی من

****

آیه تطهیرم صاحب تفسیرم از تو غم میگیرم

نعره تکبیرم وارث شمشیرم بی حسین میمیرم

این سرزمین صحنه جولان من است خشم خروشان من است

عرصه طفلان من است

در راه دین رقص کنان پر زده اند در دل لشکر زده اند

نعره حیدر زده اند

میدان شد مات از این هیمنه غوغا شد میسره تا میمنه

قربان عشق دو فرزند من من هستم لشکر تو یک تنه

****

من حسین آبادم از همه آزادم من به پات افتادم

عشق تو بنیادم شوق مادر زادم نذر تو اولادم

من زینبم شیر زن کرب و بلا پنج تن کرب و بلا

بت شکن کرب و بلا

من زینبم فانی در نام حسین هم دم و هم گام حسین

حامل پیغام حسین

حیدر را وارث و نائب شدم در عالم اوج مراتب شدم

والله من جَبَلُ الصَبرَمو از حالا ام مصائب شدم

****

عصمت مستورم نور کوه تورم ناصر و منصورم

عشق و شعر و شورم روشنای نورم بر حسین مأمورم

من زینبم دختر فاطمه منم من شمشیر حسنم

به قلب لشکر میزنم

من زینبم دختر فاتح حنین روی لبم شهادتین

عاشق اول حسین

شد بر پا شور قیامت حسین خاکی شد وقتی عمامت حسین

پسرانم کشته راه تو اند ای جانا سرت سلامت حسین

****

جلوه قرآنم معنی ایمانم کشته جانانم

یاور سلطانم ای فدایش جانم من رجز میخوانم

من زینبم حضرت زهرای حسین لِیلِه اَسرای حسین

جلوه بابای حسین

من زینبم دلبر و دلدار حسین در همه جا یار حسین

حیدر کرار حسین

 

 

 

شور

این صبح تیره باز دمید از کجا کز او

کآشوب در تمامی ذرات عالم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کار جهان و خلق جهان جمله در هَم است

جن و ملک پو آدمیان نوحه میکنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین نور مشرقین

پرورده کنار رسول خدا حسین

 

 

شور

چشم بر هم بزنی تن روی صحرا مانده

چشم بر هم بزنی شمر برش گردانده

چشم بر هم بزنی پیروهنش پاره شده

چشم بر هم بزنی خواهرش آواره شده

مباد اینکه ببیند کسی تو را عریان

به خاک گفتم اگر شد تنت بپوشاند

به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند

سپردی ام به که رفتی به دلقکان و کنیزان

 

 

واحد

من کی ام حُر گنهکار ابا عبد الله

شده ام سخت گرفتار ابا عبد الله

رهبر و سید و مولای همه توابین

چهره بنهاده به دیوار ابا عبد الله

جان به کف راهی بازار محبت شده ام

گشتم امروز خریدار ابا عبد الله

پیش از آنی که خدا خلق کند آدم را

نام من بود به طومار ابا عبد الله

دست و دل از سر و سرداری لشکر شستم

تا شدم بنده دربار ابا عبد الله

او مرا یار شد و رخصت جانبازی داد

من کی ام تا که شوم یار ابا عبد الله

میشوم آب ز شرم دو لب عطشانش

چشمم افتد چو به رخسار ابا عبد الله

آمدم بوسه به پای علی اکبر بزنم

شوم از زمره انصار ابا عبد الله

یوسف فاطمه با یک نگهش عفوم کرد

که بود لطف و کرم کار ابا عبد الله

میثما آرزوی هر دو جهان گر خواهی

باش خاک ره زوار ابا عبد الله

شاعر: استاد سازگار

 

 

 

واحد

ندیده عالم امکان چنین مرد آفرین بانو

به این شوکت ندیدم غیر زهرا پیش از این بانو

به عالم دختر شیر خدا در شام ثابت کرد

که دارد ذوالفقاری در کلان آتشین بانو

ز بانگ اُسکُتو در کوچه های کوفه فهمیدم

که دارد یک ید الله دگر در آستین بانو

برای مدح او این بس که هر دفعه صدا میزد

درون خانه او را حضرت ام البنین بانو

به این شأنی که از این شیر زن دیدم یقین دارم

که او میشد اگر میشد امیر المومنین بانو

نمی فهمم اگر این زن مقامش فوق عصمت نیست

چرا معصوم امید دعا دارد از این بانو

چنان دُری که در بین رکابش ناب می ماند

مقام و رتبه او را فقط عباس می داند

 

 

دودمه

من حُر گنهکار تو هستم ای عزیز زهرا

من یار وفادار تو هستم ای عزیز زهرا

 

 

تک

تو خیمه هنوز من سر لشکرتم

بی تاب لب خشک اصغرتم

من خواهرتم جای مادرتم

ادامه داده هستی تو زنده بودنم رو

ادامه میدی با نگات نفس کشیدنم رو

با تیغ ابروهات ببر رگای گردنم رو

کسی نمیشنوه صدای مردنم رو

گلام چشم به راه تو خیمه موندن

نزن دست رد به سینه من

**********

یادت میاد چه روزگاری بود جوونیامون

داداش حسین همش و ان یکاد میخوند برامون

حالا رسیده وقت عاشقی بچه هامون

و ان یکاد بخون که راهی شن به میدون

میسوزه دلم یا رب یا رب تو

میسوزه برا خشکی لب تو

جانا بپذیر سهم زینبت و

دو تا دست گل برات اوردم

عشق من من هنوز نمردم

**********

ما با تو اومدیم که اخر برات بمیریم

فقط تویی امیر و ما فدایی امیریم

ما اومدیم و دست خالی از درت نمیریم

باید تقاص خون اکبر و بگیریم

من دختر شاه خیبر شکنم

من اینه زهرا و حسنم

اون کس که برا تو میمیره منم

اذن بده که حقم و بگیرم

اشاره کن خودم برات بمیرم

 

 

تک

یک لحظه تو خیمه گام یک لحظه تو قتلگام

لب تشنه کشتنت پیش چشام از گریه زخم صدام

بارونه اشک چشام دشمنم گریه میکرد با گریه هام

زینت دوش نبی تو مقتل تشنه لبی

زیر دست و پا به فکر زینبی

دیدم در تاب و تبی دیدی با بی ادبی

منو میزدن یه عده اجنبی

غرق خونِ تن تو مُردم با کشتن تو

حق مادری دارم گردن تو

رفتی با رفتن تو غارت شد گلشن تو

چادرم فدای پیراهن تو

رفتی ریختن سر من غارت شد زیور من

رفتی زخمِ پر من میسوزه پیکر من

مثل انگشترت انگشتر من

آتیش دور قافله است دور خیمه هلهله است

جلو دار کاروانت حرمله است

دستام بین سلسله است

پای من پر آبله است

چقدر بین منو تو فاصله است

دیدم دست و پا زدی مادر رو صدا زدی

سرتو به خاک قتلگاه زدی

دیدم بی هوا زدن خیلی نا روا زدن

پیرمردا تو رو با عصا زدن

تو مقتل قیامته غوغا وقت غارته

خولی از تنت پی غنیمته

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0