اشعار شهادت امام حسن عسکری ۱۳۹۸ میرداماد

اشعار شهادت امام حسن عسکری ۱۳۹۸ میرداماد

شهادت امام حسن عسکری ۱۳۹۸ میرداماد

اشعار شهادت امام حسن عسکری ۱۳۹۸ میرداماد

متن کامل اشعار شهادت امام حسن عسکری سال ۱۳۹۸ با مداحی حاج سید مهدی میرداماد در هیئت مسجد امیر تهران

 

سایت مُهجَه ارائه دهنده متن مداحیاشعار مداحیاشعار نوحهمتن نوحهمتن اشعار مداحی در تمام مناسبتهای مذهبی به صورت فایل وُرد از تمام مداحان مطرح کشور به صورت کامل با لینک مستقیم

 

روضه

ای ملائک چون کبوتر جلد بامت یا حسن

انبیا در حسرت درک مقامت یا حسن

نیست فرقی بین قرآن و کلامت یا حسن

از اسامی خداوند است نامت یا حسن

آتش غم در دل زوار تو خاموش شد

کعبه از دیدار تو جا ماند و مشکی پوش شد

در مصاف نور تو خورشید زانو میزند

خانه ات را هر سحر جبریل جارو میزند

روز محشر عالمو آدم به تو رو میزند

هر که شد بیمار تو کی لب به دارو میزند

درد ما را با نگاهت زود درمان می کنی

درد اگر بی مداوا بود درمان می کنی

دستهای سائلان در هر قدم محتاج توست

فقر که جای خودش حتی کَرَم محتاج توست

خوب میدانی و میداند دلم محتاج توست

بی نیازی از حرم اما حرم محتاج توست

از حرم گفتم غریبی شما آمد به یاد

ناگهان صحن و سرای سامرا آمد به یاد

یا امام عسکری ای آبروی سامرا

جام ما را پُر کن امشب از سبوی سامرا

در خیالم می نشینم روبروی سامرا

بر مشامم میرد هر لحظه بوی سامرا

 

 

روضه

بیا و سر به روی سینه ‌ام بگذار مهدی‌ جان

شرر زد بر درونم زهر آتش بار مهـدی‌ جان

بیا تا سیر بینم وقت رفتن ماه رویت را

که میباشد مرا این آخرین دیدار مهدی ‌جان

در ایام جوانی سیر گردیدم ز جان خود

ز بس بر من رسید از دشمنان آزار مهدی‌ جان

از آن ترسم که بعد از من تو در تنهایی و غربت

به موج غم گذاری چهره بر دیوار مهدی ‌جان

تو در ایام طفلی بی‌ پدر گشتی عزیز دل

مرا شد در جوانی پاره قلب زار مهدی ‌جان

از آن میسوزم ای نور دو چشم خود که میبینم

تو بهر گریه کردن هم نداری یار مهدی‌ جان

غم تو بیشتر باشد ز غم‌ های پدر آری

اگر چه دیده ‌ام من محنت بسیار مهدی ‌جان

تـو باید قرن‌ ها در پرده غیبت کنی گریه

بود هر روز روزت مثل شام تار مهدی ‌جان

تو باید قرن‌ها چون جد مظلومت علی باشی

به حلقت استخوان باشد به چشمت خار مهدی ‌جان

بگیر از مرحمت فردای محشر دست میثم را

که بر جرم و گناه خود کند اقرار مهدی‌ جان

شاعر: استاد سازگار

 

 

 

زمینه

السلام السلام ای شه ممتحن

السلام السلام حجه ابن الحسن

من فدای شال مشکی عزات

من فدای دونه دونه غصه هات

من فدای بغض و اشک و گریه هات

فدای رخسارت که ز دیده ها پنهونه

فدای اون چشمات که همیشه غرق خونِ

****

افتخارم شده کسوت نوکری

من غلام تو ام ایهالعسکری

گریه میکنم روز شهادتت

میفرستم اشکامو برای مرقدت

تا با اشکام بیام زیارتت

گدای صحنت هستم تویی که سرور هستی

که از پدر مادر هم برام تو برتر هستی

****

آسمون غرق خون از غم عسکری

سینه زن شد بازم توی عرش مادری

سامرا شد از غم تو پر محن

جان فدای تشنگی تو حسن

شکر حق که جسم تو شده کفن

دلا بسوزه حالا برا غریب زهرا

سرش به روی نیزه تنش رو خاک صحرا

****

السلام السلام ساکن کربلا

السلام السلام روح قالوا بلی

هزار و چارصد ساله میاد صدای ناله

هنوزم انگار زهرا کنار اون گوداله

هزار و چارصد ساله که صحبت از ناموسه

یه خواهری رگهای بریده رو میبوسه

 

 

واحد

سیرتش نه در حقیقت صورت دنیایی اش

ماه را شرمنده خود میکند زیبایی اش

میچکد نهج البلاغه از لب پایینی اش

میپرد آیات قرآن از لب بالایی اش

لحظه لحظه خیر او حتما به مردم میرسد

آن کسی که جامعه بوده دم لالایی اش

جامعه عجل فرج به به چه تلفیقی شده است

نسبت فرزندی اش با نسبت بابایی اش

سیزده دیگر برای هیچ کاری نحس نیست

یازده در ذکر بالا میرود کارایی اش

نوکر اربابم و یک بخش از آقایی ام

ریشه دارد بی برو برگرد در آقایی اش

طعم توحید و امامت را به هم آمیخته

نیمه مَکی او با نیم سامرایی اش

هر قدر که خسته باشی بعد از آن دیوار ها

رو براهت میکند یک استکان از چایی اش

از حرم برگشته میداند که وقت بازگشت

چایی دوم دو چندان میشود گیرایی اش

چون که تنها میروی هرگز به سامرا نرو

چون خجالت میکشد تنهایی از تنهایی اش

شاعر: مهدی رحیمی

 

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

نظر ارسال کنید
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0