اشعار محرم 1401 کلیک کنید

شوق جبرئیل امشب از خبری شورانگیزه * حاج محمدرضا طاهری

شوق جبرئیل امشب از خبری شورانگیزه
اشعار ماندگار
1

شوق جبرئیل امشب از خبری شورانگیزه

شوق جبرئیل امشب از خبری شورانگیزه

ساقی تو ساغر دنیا از مِیِ کوثر میریزه

شبی که دل شیدا شد قشنگتر از رویا شد

خبر اومد غوغا شد ولادت زهرا شد

نور چشم همه اومد رو لبا زمزمه اومد

مادرم فاطمه اومد

****

دنبال بهشت بودم زیر پاهات پیداش کردم

گنج قارونو میخواستم دست گدات پیداش کردم

حبیبه ی پیغمبر شیشه ی عمر حیدر

ای از همه بالاتر روزت مبارک مادر

بهترین مادر دنیا فاطمه ام ابیها

مولاتی حضرت زهرا

****

هرکس رو پناه دادی سری میون سرها شد

حیدر اسم تو رو آورد فاتح کل جنگها شد

عقده ی دل رو وا کن زندگیمو زیبا کن

عیدی بده غوغا کن کربلامو امضا کن

تاج روی سر من باش ضامن محشر من باش

مهربون مادر من باش

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
متن مداحی
های 1400 از سایت مهجه
ولادت حضرت زهرا و روز مادر 1400
حاج محمدرضا طاهری
آرشیو اشعار مولودی 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …