محرم 99 کلیک کنید

محمدرضا طاهری – علقمه موج شد عکس قمرش ریخت بهم

علقمه موج شد عکس قمرش ریخت بهم

علقمه موج شد عکس قمرش ریخت بهم

دستش افتاد زمین بال و پرش ریخت بهم

تا که از گیسوی او لخته خون ریخت به مشک

گیـسوی دختـرک منتـظرش ریخت بهم

تیـر را با سـر زانـوش کشیـد از چشـمش

حیف از آن چشم که مژگان ترش ریخت بهم

خواهرش خورد زمین مادر اصغر غش کرد

او که افتاد زمیـن دور و برش ریخت بهم

قبـل از آنی که بـرادر بـرسـد بـالیـنش

پـدرش از نجف آمـد پدرش ریخت بهم

به سـرش بـود بیـاید به سـرش ام بنـین

عوضش فاطمه آمـد به سرش ریخت بهم

کتـف ها را کـه تکان داد حسیـن افتـاد و

دست بگذاشت به روی کمـرش ریخت بهم

خواست تـا خیمه رساند بغـلش کـرد ولی

مـادرش گفت به خیـمه نبرش ریخت بهم

نـه فقط ضـرب عمـود آمـد و ابـرو وا شد

خورد بر فرق سرش پشت سرش ریخت بهم

تیـر بود و تبـر و دشـنه ولـی مـادر دید

نیزه از سینه که رد شد جگرش ریخت بهم

بـه سـر نیـزه ز پهـلو سرش آویـزان بود

آه بـا سنگ زدنـد و گـذرش ریخت بهم

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 رمضان 99 کلیک کنید  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
 شعر و صوت گلچین شور 99
0