ما حال دل بابا رو بعد از شب دفن تن مادر | شعر | محمود کریمی

ما حال دل بابا رو بعد از شب دفن تن مادر

ما حال دل بابا رو بعد از شب دفن تن مادر میدونیم

وقتی که میره از خونه بیدار میشیم و روضه مادر میخونیم

دل همه تو ناباوری چشم همه گریونه

شب اول بی مادری خونه مثه زندونه

یادش بخیر خنده روی لبهای مادر

روی نون جای دستای مادر

مهربونیه چشمای مادر

****

هر شب یکی از ما توی تاریکی میره همراه بابا زیارت

تا مخفی بمونه جای مادر شبا میریم به مزارش به نوبت

بی نهایت غصه بابا ناتمومه این غربت

میبره سر قبرش شبا یکیمون و هر نوبت

یادش به خیر عطر گل های توی سجادش

جای وصله چادر سادش نور صورت و روح ازادش

****

پشت سیلی ز اشک خاطره چهره خنده روی مادر بود

شانه ای بین دست های حسن بین ان چند موی مادر بود

این اخریا نیمه شبا بین دعا دستش و بالا می اورد

از غصه و بی تابی و دلواپسیه بچه ها خوابش نمی برد

بالای سر بچش میذاشت کاسه پر از اب و

شبا برای زینب میخوند روضه های ارباب و

یادش بخیر روضه خوندن مادر ارباب

برای دم آخر حسین برای تن بی سر ارباب

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0