شهادت امام کاظم

متن اشعار شهادت امام عسکری ۱۳۹۴ طاهری

متن اشعار شهادت امام عسکری ۱۳۹۴ طاهری

متن اشعار شهادت امام عسکری ۱۳۹۴ طاهری

متن اشعار شهادت امام عسکری ۱۳۹۴ طاهری

متن کامل اشعار شهادت امام حسن عسکری سال ۱۳۹۴ با مداحی حاج محمدرضا طاهری و کربلایی حسین طاهری در هیئت مکتب الزهرا تهران

 

 

روضه

باز در سینه غم دوری تو مهمان است

باز هم سهم من از دیدن تو هجران است

دیده ها منتظر روز ظهورند ولی

شب یلدای فراقت شب بی پایان است

با نگاه تو شود عاقبتم ختم بخیر

با تو طی کردن این راه مرا اسان است

من بی چاره کجا  صحبت از وصل کجا

دوری از محضر تو سهم گنه کاران است

صاحب العصر ببین مثل تو مشکی پوشم

اسمان هم ز عزا داری تو گریان است

کاش تا کور شود چشم گناه الودم

تا نبینم که مزار پدرت ویران است

اخرین لحظه عزا دار حسین است حسن

بی سبب نیست که کام پدرت عطشان است

جان فدای شه بی یار و سپاهی که سه روز

پیکرش روی زمین غرق به خون عریان است

*************

باید که دنیا فصل در فصلش خزان باشد

وقتی که با تو انقدر نا مهربان باشد

ای کاش اقا میشد امشب زائرت باشم

جایی که فرزندت در انجا روضه خوان باشد

دریایی از رنج و مصیبت موج خواهد زد

پای حسن هر گاه جایی در میان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

سقف مزارت هم زمانی آسمان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

وضعت میان خانه چون زندانیان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

خون دلت از کنج لبهایت روان باشد

آری حسن بودی ولی هرگز ندیدی که

گلبرگ روی مادرت چون ارغوان باشد

سخت است تشنه باشی و لبهای عطشانت

حتی برای آب خوردن ناتوان باشد

هنگام برخورد لبت با کاسه ی آب است

وقت گریز روضه های خیزران باشد

شاعر : محمد بیابانی

 

 

 

زمینه

دور از مدینه غصه دارم غربت شده همه کسم ای خدا

بار صفر و بستم امشب میرم برا همیشه از سامرا

میسوزم میون بسترم رسیده نفس اخرم

تو جوونی دارم ای خدا میمیرم شبیه مادرم

اه میکشم با نفس شعله ورم

اه میکشم از غم مهدی پسرم

اه غریبم ای خدا

*********

کارم دیگه تموم امشب اینجا منم و غصه و چشم تر

با کی بگم از این غریبی بودم تو خونه حتی تحت نظر

درسته شیعه توی غربت تو کار خدا یک حکمته

دعا میکنم واسه ظهور که دیگه زمان غیبت

اه میکشم قبرم پیش پدرم

اه میکشم از غم مهدی پسرم

اه غریبم ای خدا

*********

مهدی میاره ظرف ابی از زهر داره میلرزه دستای من

یاد ساقی کربلام و داره می باره اشک چشمای من

نمیره روی نیزه سرم نمیره اسیری خواهرم

شبیه حسین جدم دیگه نمیشه بی کفن پیکرم

اه میکشم تو روضه های اخرم

اه میکشم از غم مهدی پسرم

حسین وای

 

 

 

نوحه

امشب عالم ز غم روضه خوان است

صاحب روضه صاحب زمان است

تسلیت یابن الزهرا جان به قربانت اقا

تو سیه پوشی از داغ بابا

در کجا روضه ات گشته بر پا

گریه می بارد نگاهت من فدای اشک و اهت

یابن الزهرا

***********

وقت زاری و نوحه گری شد

ماتم حضرت عسگری شد

غربتش بی کران بود خسته از این و ان بود

مثل زندان برایش جهان بود

شد زمین گیر اگر چه جوان بود

قلب شیعه بی قرارش مانده در غربت مزارش

یابن الزهرا

***********

گرچه بر خاک حجره فتاده

شکر حق تشنه لب جان نداده

فاطمه سینه زن شد سامرا بی حسن شد

گر چه مظلوم دور از وطن شد

شکر لله که اخر کفن شد

این نوای عالمین است

بی کفن تنها حسین است

وا حسینا

 

 

 

واحد

زهر افتاده به جانِ جگرم ، مهدی جان

لرزه افکنده ز پا تا به سرم مهدی جان

به لب خشک پدر جرعه ی آبی برسان

که من از سوز جگر شعله ورم مهدی جان

قبل از آنی که به دل زهر اثر بُگذارد

کُشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

لحظه ای نیست عزیزم که تَداعی نشود

وقعه ی کرب و بلا در نظرم مهدی جان

قَدَح آب روان تا به لبم شد نزدیک

عطش اهل حرم زد شررم مهدی جان

بشکند دستی که با بغض علی سیلی زد

به رخ عمه ی نیکو سیرم مهدی جان

تا درخشید رخ ماه تو یاد آوردم

سر نورانی هجده قمرم مهدی جان

زینب و بزم یزید و لب خشکیده و چوب؟

خونِ دل می چکد از چشم ترم مهدی جان

به دعای سَحَرِ گریه کنانِ جدّم

برسد روز ظهورت پسرم مهدی جان

شاعر: سعید خرازی

 

 

واحد(کربلایی حسین طاهری)

لب ما و قصه‌ی زلف تو، چه توهمی! چه حکایتی!

تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی! چه سخاوتی!

به نماز صبح و شبت سلام! و به نور در نَسَبت سلام!

و به خال کنج لبت سلام! که نشسته با چه ملاحتی!

وسط «الست بربکم» شده‌ایم در نظر تو گم

دل ما پیاله، لب تو خم، زده‌ایم جام ولایتی

به جمال، وارث کوثری، به خدا حسین مکرری

به روایتی خود حیدری، چه شباهتی! چه اصالتی!

«بلغ العُلی به کمالِ» تو «کشف الدُجی به جمال» تو

به تو و قشنگی خال تو، صلوات هر دم و ساعتی

شده پر دو چشم تو در ازل، یکی از شراب و یکی عسل

نظرت چه کرده در این غزل، که چنین گرفته حلاوتی!

تو که آینه تو که آیتی، تو که آبروی عبادتی

تو که با دل همه راحتی ، تو قیام کن که قیامتی

زد اگر کسی در خانه‌ات، دل ماست کرده بهانه‌ات

که به جستجوی نشانه‌ات، ز سحر شنیده بشارتی

غزلم اگر تو بسازیم، و نی‌ام اگر بنوازیم

به نسیم یاد تو راضیم نه گلایه‌ای نه شکایتی

نه، مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن

ز درت بیا و ردم نکن تو که از تبار کرامتی

لب ما و قصه‌ی زلف تو، چه توهمی! چه حکایتی!

تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی! چه سخاوتی!

به نماز صبح و شبت سلام! و به نور در نسبت سلام!

و به خال کنج لبت سلام! چه تبسمی! چه ملاحتی!

وسط «الست بربکم» شده‌ایم در جمال تو گم

دل ما پیاله، چشم تو خم، زده‌ایم جام ولایتی

به جمال، وارث کوثری، به خدا حسین مکرری

به روایتی خود حیدری  و محمدی به روایتی

«بلغ العُلی به کمالِ» تو «کشف الدُجی به جمال» تو

دل مست عالم و خال تو، صلوات بر تو که حجتی

شده رنگ چشم تو در ازل، وسط بهشت، نهر عسل

زده مهدیا! به کام غزل، لب نام تو چه حلاوتی!

زد اگر کسی در خانه‌ات و گرفت هر که نشانه‌ات

دل ماست کرده بهانه‌ات تو بگو که نمانده مسافتی

نگران شده‌اند قافله‌ها، به سر آمده‌اند حوصله‌ها

به دعای نیل فاصله‌ها، تو بزن عصای اجابتی

لب تو گرفته به بازیم، نیِ شادم اگر بنوازیم

به نسیم یاد تو راضیم نه گلایه‌ای نه شکایتی

نه، مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن

به درت نرسیده ردم نکن تو که از تبار کرامتی

شاعر : قاسم صرافان

 

 

 

شور(کربلایی حسین طاهری)

من از تو دل نمیکنم حتی اگه سرم بره

نمیذارم که دشمنت به سمت این حرم بره

تویی که لیلایی و ما مجنونیم

پای دفاع از حرمت می مونیم

اگه بیان به کربلا ای اقا

نماز صبح و تو بقیع می خونیم

منتظر اذن جهادم من و تموم خونوادم

میایم برای سر سپردن

همیشه پا رکابت هستم منتظر جوابت هستم

ارزوم برای تو مردن

لک لبیک یا ابا عبد الله

***************

مدافعین حرمت یه لشکر سینه زنه

هر کی خیال بد کنه قبر خودش رو می کنه

کی گفته حرفم از روی احساسه

کیه تو دنیا شیعه رو نشناسه

ماکه سیاهی لشکریم اقا جون

مدافع حرم خوده عباسه

دعا کن عاقبت به خیر شم کاشکی منم مثه زهیر شم

جونم و پای تو ببازم

دشمن تو این و بدونه  اگه می خواد زنده بمونه

باید که رد بشه از روی جنازم

لک لبیک یا ابا عبد الله

**************

اگه که دشمنه علی به فکر فتح نجفه

چیزی بهش نگو که اون خودش با حیدر طرفه

ببین تو هیئتا پر از سربازه

ببین روی لبامون این اوازه

همین روزاس که تو مدینه شیعه

برا امام حسن حرم می سازه

از احدی ترسی ندارم شده شهادت افتخارم

وقتی که اربابم حسینه

شده سپاهت به صف اقا یه لشکر جون به کف اقا

تو سامرا و کاظمینه

 

 

شور (کربلایی حسین طاهری)

خوبی نوکر به وفاشه که اسم ارباب رو لباشه

نمی خوام دنیار و اگه کربلا نباشه

از نون شبم میزنم تا حرج روضه هات کنم

وقتی دلم اروم میشه که جونم و فدات کنم

داری به من علاقه دارم به تو علاقه

بازار نوکریتون  ارباب همیشه داغه

حسین ۳

************

خونه من کرب و بلاته  شفا توی اب فراته

به خدا عشق تو همون کشتی نجاته

اقا خودت خوب میدونی که با چه حالی اومدم

تا که بگیری دستم و با دست خالی اومدم

از دنیا بی نیازم  تا روزی که گداتم

دست من و میگیری   روی پل صراطم

حسین ۳

*************

دل من و بردی چه ساده خدا ما رو دست تو داده

بتونم اسمت و بگم از سرم زیاده

وقتی برا تو بمیرم به ارزوهام میرسم

جز تو کسی رو ندارم به بی کسی تو قسم

اسمت همه عشقم عشقت تمومه دینم

کی گفته دورم از تو  شیش گوشته تو سینم

حسین ۳

 

 

 

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است.

مهجه |  www.Mohjat.net

@mohjat_net

 

 گلچین  غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0