اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – من آمدم عمو نگرانی برای چه

من آمدم عمو
اشعار ماندگار
1

من آمدم عمو

من آمدم عمو نگرانی برای چه

فکر خیام و فکر زنانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

پیش تو آمدم که نگویند بی کسی

در زیر تیغ و نیزه نهانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

گویند زینت سر دوش پیمبری

بر روی خاک و رَمل روانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

من آمدم به نام حسن جلوه ای کنم

خواهی مرا ز خویش برانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

درگیر عقل و عشق شدم تا که امدم

با من مگو تو تازه جوانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

اینجا رسیده ای به خدا عشق من تویی

هستی شکار نیزه پرانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

از شعله لبت جگرم سوخت چون پدر

مانند تشنه رمضانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

فواره میزند ز تنت خون چه سازمت

از هم گسیخته شریانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

این دست ها به درد من اصلا نمیخورد

از علقمه تو خون برهانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

شمشیر و تیر و نیزه و زخم زبان و سنگ

بر کشتن تو کرده تبانی برای چه

عمو حسین یا مظلوم

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …